نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: دلیل تمجید کوروش بزرگ از مردوک

  1. Top | #1
    دلیل تمجید کوروش بزرگ از مردوک



    عنوان کاربر
    کاربر ارشد
    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,936
    پسندیده
    6,021
    مورد پسند : 4,556 بار در 1,803 پست

    ویترین مدال ها

    دلیل تمجید کوروش بزرگ از مردوک

    « بنام پروردگار بخشایشگر مهربان »


    دلیل تمجید کوروش بزرگ از مردوخ ( سیاستی پشت پردۀ تاریخ )


    پس از مرگ بخت النصر، پسرش بنام ( امَل مردوخ ) و پس از او داماد بخت النصر بنام ( نِرگال شیر اوسور ) و به دنبال آن پسر خردسال نرگال بنام ( لِباشی مردوخ ) همه در مدت 7 سال به فرمانروایی بابل رسیدند و همگی طی توطئه های متفاوت کشته شدند. در حدود 555 ق.م روحانیون بابل شخصی بنام ( نبونید ) را که پسر کاهن معبد " سین " رب النوع بابلی در حران بود، به تخت نشاندند. نبونید کسی نبود که بتواند بابل را در چنین زمان مهم از حریفی بزرگ و قدرتمند مانند کوروش بزرگ نگاه دارد. نبونید میل مفرطی به آثار عتیقه داشت و کارش این بود که استوانه ها و گل نبشته های معابد قدیم را به وسیلۀ حفریات بیرون آورده، بداند فلان معبد را کی و در چه زمان ساخته است و بعد معابد را تعمیر و مخارج آن را بر اهالی بابل تحمیل کند. با این حال او نمی توانست به کارهای مملکتی بپردازد و از این جهت زمام امور را به دست پسرش ( بالتازار ) « در تورات بلتشصر » سپرد.

    مقارن این زمان نبونید کاری کرد، که قسمت بسیار بزرگی از کاهنان بابل از او روی گردان شدند. ( اینجا رو خوب بنگرید )؛

    توضیح آن که نبونید، مجسمه های رب النوع های دولت شهرهای اور، ارخ و اُریدو را به بابل آورده ؛ پیروان رب النوع بزرگ بابل یعنی مردوخ را از خود رنجاند، و این قضیه بر دو دستگی اهل بابل و نفاقی که بین آنها بوجود آمده بود افزود.


    اسرای بنی اسرائیل ( در کنار زرتشتیان تنها مردمان یکتا پرست زمان ) که از زمان بخت النصر در بابل می زیستند، موافق پیشگویی های پیامبران خود همواره منتظر سقوط بابل و انقراض این حکومت بودند، و به خود مژده ها داده و می گفتند دیگر چیزی نمانده که ناجی ما از راه رسد و این حکومت سرنگون گردد. مردمانی که از جاهای دیگر به اسارت بابل آمده بودند و شمار آنها به هزاران می رسید با بنی اسرائیل در این آرزوها شریک بوده، در انتظار واقعۀ مذکور روز شماری می کردند. و مابقی جریان را که همۀ اهل تاریخ می دانند...

    ________________________________________________

    اما برسیم به جایی که پس از فتح بابل توسط کوروش بزرگ استوانۀ گلین بنا به فرمان کوروش بزرگ نگاشته شد و در ان کوروش بزرگ از مردوخ تمجید کرد. مطمئناً ساده دلان، افراد تاریخ ناشناس، سیاست ناشناس و کسانی که از قدرت درک پایینی برخوردارند و همچنین مغرضان این رفتار را بت پرستی می خوانند؛ اما در اینجا روشن خواهم ساخت که دلیل اصلی این کار کوروش بزرگ چه بوده است؛

    ________________________________________________

    متن استوانۀ حقوق بشر :

    « منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار سرزمین، پسر کمبوجیَه شاه بزرگ که شاه شهر انشان بود ، نوۀ کوروش شاه بزرگ که شاه شهر انشان بود، از نوادگان چیش پش شاه بزرگ که شاه شهر انشان بود... وقتی که من بی جنگ و جدال وارد تین تیر ( بابل ) شدم، با خوشنودی و شادمانی مردم و در کاخ پادشاهان بر تخت سلطنت بابل نشستم.

    مردوک، آقای بزرگ، قلوب نجیب اهالی بابل را به طرف من متوجه کرد، زیرا من همه روزه در فکر پرستاری و پاسداری از او بودم، لشگر بزرگ من به آرامی وارد بابل شد، من نگذاشتم دشمنی به سومر و اکد قدم بگزارد. اوضاع داخلی بابل و اماکن مقدس آن، قلب مرا تکان داد و اهالی بابل به اجرای مراسم خود موفق شده از قید اشخاص بی دین ( منظور نبونید ) رها شدند. من از ویرانی خانه های آنها جلوگیری کردم. من نگذاشتم اهالی از هستی ساقط شوند. مردوخ، آقای بزرگ از کارهای من خوشنود شد و هنگامی که از صمیم قلب و با شادی بزرگی او را تجلیل می کردم، به من که کوروش هستم و او را ستایش می کنم، به پسرم کمبوجیَه و تمام لشگرم از راه بخشش برکات خود را نازل کرد....

    خدایانی را که در اینجا بودند را به جاهای مزبور برگرداندم تا در همان جا برای همیشه مقیم باشند. ( بت هایی که نبونید به بابل آورد و موجب نارضایتی مردوخ پرستان شد ) من اهالی این محل ها را جمع کردم، منازل آنها را از نو ساختم و خدایان سومر و اکد را که نبونید به بابل آورده بود و موجب خشم مردم و آقای بزرگ مردوخ شده بود را بی آسیب به کاخ های انها موسوم به « شادی دل » برگردانیدم... »

    ________________________________________________

    با توجه به اینکه:

    1. نبونید کاری کرد، که قسمت بسیار بزرگی از کاهنان بابل از او روی گردان شدند.

    2. نبونید، مجسمه های رب النوع های دولت شهرهای اور، ارخ و اُریدو را به بابل آورده بود و موجب ناراحتی شدید روحانیون و مردم شده بود.

    3. نبونید، پیروان رب النوع بزرگ بابل یعنی مردوخ را از خود رنجانده بود.

    4. این قضیه بر دو دستگی اهل بابل و نفاقی که بین آنها بوجود آمده بود افزود.


    کوروش بزرگ برای بدست آوردن دل مردم بابل، و مشروعیت بخشیدن بر حاکمیت خود بر مردم بابل دستور نگاشتن این استوانه را صادر کرد.

    کوروش بزرگ خود را پرستار و پاس دارندۀ ( مردوخی ) دانست که نبونید او را کنار زده بود و بت های دیگر را جایگزین او در بابل کرده بود.

    کوروش بزرگ نیک می دانست دل مردم بابل بخاطر بی احترامی به مردوخ ناراضی و محزون است؛ و به همین دلیل خود را ستاینده و پاس دارندۀ مردوخ معرفی می کند.

    کوروش بزرگ چنانچه در منشور نیز امده است، بت هایی را که نبونید به بابل آورده بود و جایگزین مردوخ کرده بود را بدون آسیب به مکان نخستین خود باز گرداند.

    ستایش کوروش بزرگ از مردوخ در حقیقت نوعی دل جویی از مردم بابل بود؛ مردمی که بیش از هزار سال مردوخ را خدای بزرگ خود می دانستند.

    و از همین روی است که کوروش مردوخ را آقای بزرگ، یعنی آقای سایر بت ها می خواند.


    کوروش بزرگ بر خلاف نبونید که موجب شده بود:


    ( بخاطر بی احترامی به مردوخ ) قسمت بسیار بزرگی از کاهنان بابل و مردم از او روی گردان شوند
    ؛

    با احترام گذاشتن به مردوخ، کاری کرد که مردم و تمام کاهنان بابل به سوی او روی گرداندند.

    کوروش بزرگ بر خلاف نبونید که موجب شده بود:

    مجسمه های رب النوع های دولت شهرهای اور، ارخ و اُریدو را به بابل آورده بود و موجب ناراحتی شدید روحانیون و مردم بابل شده بود؛

    تمام مجسمه ها را به مکان های اصلی خود باز گرداند و موجب خوشنودی و رضایت مردم بابل شد.

    کوروش بزرگ بر خلاف نبونید که موجب شده بود:

    نبونید، پیروان رب النوع بزرگ بابل یعنی مردوخ را از خود رنجانده بود؛

    با ستایش کردن نمادین مردوخ و باز گرداندن آن به جایگاه پیشین خود، دل مردم بابل را همراه خود ساخت.

    و دیگر هیچ...

    _______________________________________________

    حال گمراهان و کژ اندیشان همواره اهداف شوم خود را دنبال می کنند و نه گوششان شنوا است و نه هوششان گیرا...

    این نوشتاری بود برای کسانی که شعور دارند، عقل دارند و می اندیشند...

    زنده باد ایران و ایرانی؛

    زنده باد تاریخ پرشکوه سرزمین پارس؛

    زنده باد تمامی بزرگان و افتخارات این سرزمین؛ بویژه کوروش بزرگ...

    در پناه خدا.

  2. کاربر مقابل پست AlirezA عزیز را پسندیده است:

    سوگند (09-23-2012)

  3. امضای ایشان

    ...::
    چو ایران مباشد تن من مباد ::...



    « هر جای جهان که کم آوردیم ، نام کوروش را به زبان آوردیم »



پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای تاریخ فا محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد