صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 17 از 17

موضوع: استوانه ای که از آن کوروش نیست!!!

  1. Top | #1
    استوانه ای که از آن کوروش نیست!!!



    عنوان کاربر
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    17
    نوشته ها
    14
    پسندیده
    15
    مورد پسند : 42 بار در 14 پست

    استوانه ای که از آن کوروش نیست!!!

    با سلام و درود خدمت مسلمان و زرتشتی

    مدتها بود که در رابطه با استوانه سفالین منتسب به کوروش بزرگ مطالعه می کردم. اما چند مورد در این استوانه گلی من را دچار شک و تردید کرده بود:

    1- این استوانه را کاهنان مردوک پرست بابلی نوشته بودند. آیا میشد به گفته آنها اعتماد کرد؟

    2- در بیشتر کتیبه های هخامنشی مثلا آثار برجا مانده از زمان داریوش، پادشاه در ابتدا یا انتها اعلام میکند که این کتیبه به دستور من نقش بسته است. اما در منشور کوروش چنین عبارتی نیست.پس آیا می توان نوشتن آن را دستور کوروش دانست؟

    3- کوروش بارها خود و نیاکانش را شاه انشان میخواند.در حالی که تمام آثار باقی مانده از او در پاسارگاد قرار گرفته:
    آرامگاه کوروش، باغ شاهی، کاخ های دروازه، بار عام و اختصاصی و از همه مهمتر بنایی مشابه کعبه زرتشت که به عنوان آرمگاه کمبوجیه معروف است.

    4- طرف دیگر ماجرا این است که با وجود منفور بودن خدای مردوک در میان ایرانیان،شاهنشاه ایران چگونه می توانسته مردوک را بستاید؟آیا این در علاقه سربازان کوروش که غالبا مزدا پرست بودند،خللی ایجاد نمیکرد؟


    مردوک در اوستا:

    در گزارش سفیران چینی عهد اشکانی تائوچه و در وندیداد یکی از کتب پنجگانه اوستا ایرانیان باستان تئوژیه (سرزمین پرستنده مار نیرومند) که در کنار رود رنگها (رود سیلابی و طغیانگر، منظور دجله) قرار داشته همانا سرزمین بابل (بوری اوستا، مقر اژی دهاک= مار سمی، ضحاک ماردوش) مراد بوده است و لذا در اصل از مردم تازی و دشت تازیان نیز همین مردم تئوژی (بابلیان) مراد بوده اند نه اعراب صحرانشین خویشاوند ایشان. در واقع لغت تازی از تلخیص همین لغت تئوژیه (مار نیرومند) عنوان خدای ملی بابل یعنی مردوک (ضحاک ماردوش) پدید آمده است. نام مقر دیگر اژی دهاک در رام یشت اوستا به صورت کویرینت ذکر شده است که با شهر کرند (از مراکز کاسی نشین کهن) مطابقت دارد. نام کویرینت به لغت سانسکریت و اوستایی به معانی محل اقامت ایزد اژدهاوش کوهستانی و افعی خال خال است. بر روی مُهری از عهد حکومت کاسیان (اسلاف لران) در بابل تصویر ایزد اژدهاوش (=اژی دهاک) را مشاهده می کنیم که بر اریکه سلطنت زمین نشسته است. نام اوستایی بابل یعنی بَوری را می توان به صورت "به وری" بازسازی کرده و به معنی دژ نیک گرفت.


    اما چند هفته پیش وقتی متن ستون قانون حمورابی را مرور می کردم، ناگاه به شباهت باور نکردنی استوانه منتسب به کوروش با متن ابتدایی ستون قانون حمورابی بر خوردم! لطفا بخوانید:

    منم حمورابی، شاهی که خدایان مرا برگزیدند تا برای مردم رفاه را به ارمغان آورم، تا عدالت و دادگری را در زمین گسترش دهم، تا ظلم و بدی را از بین ببرم، تا قوی نتواند بر ضعیف ظلم کند و زور بگوید.
    من حمورابی، آن کسی که فراوانی و برکت را زیاد کند، آن کسی که بر چهار گوشه جهان گام می*گذارد، آن کسی که بابل را بزرگ و باشکوه کرد، آن کسی که قلب خدای خود مردوک را متوجه خود کرد، آن کسی که نیایشگاه اسگیلا را آباد کرد، آن کسی که شهر اور را آبادان کرد، آن کسی که شهر اوروک را زیبا و با طراوت کرد.

    - 25من (شهر) بابل و همه ی (دیگر) شهرهای مقدس را در فراوانی نعمت پاس داشتم. درماندگان باشنده در بابل را که (نبونئید) ایشان را به رغم خواست خدایان یوغی داده بود (؟) نه در خور ایشان،
    26- درماندگی هاشان را چاره کردم و ایشان را از بیگاری برهانیدم.مردوک، خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    منم حمورابی، شاه چهارگوشه جهان، شاه بابل، شاه توانا، کسی که قانون و عدالت را در زمین برقرار کرد، کسی که به مردم آسایش بخشید.

    - 20من، کورش، پادشاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه ی جهان،
    36 - همگی مردم بابل پادشاهی را گرامی داشتند و من همه ی (مردم) سرزمین ها را در زیستگاهی آرام بنشانیدم.
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    منم حمورابی، شاه بزرگ، من چوپان مردمی بودم که مردوک آنان را به من سپرده بود، من سرزمین*های آرام برای مردم فراهم ساختم، من بر مشکلات بزرگ پیروز شدم، من دشمن را ریشه*کن کردم،

    14- در حالی که او (= کورش) با راستی و داد پیوسته آنان را شبانی می کرد،* خدای بزرگ، نگاهبان مردم خویش، با شادی به کردارهای نیک و دل (پر از) داد او ( = کورش) نگریست.
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    من جنگ را کنار نهادم،
    من به همه سرزمین*ها آسایش ارمغان کردم،
    من کاری کردم تا همه مردم در دوستی و صلح زندگی کنند،
    من اجازه ندادم کسی مردم را آزار دهد و برنجاند و بترساند...

    24- و آنگاه که سربازان بسیار من دوستانه اندر بابل گام برمی داشتند، من نگذاشتم کسی (در جایی) در تمامی سرزمین های سومر و اکد ترساننده باشد.
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    این شباهت نمی تواند اتفاقی باشد! بسیاری از کلمات و همچنین طرز فکر حاکم بر هر دو کتیبه یکی است. این شباهت حاکی از آن است که نویسنده دو کتیبه یک نگرش را دارند و خوب می دانیم که نویسنده هر دوی آنها کاهنان معبد اساگیله و مردوک پرستان بوده اند.

    حمورابی وقتی به قدرت رسید، طی دستوری کاهنان را مامور به نوشتن ستون قانون کرد. متن ابتدای قوانین که حکم مقدمه را داشت، در بالا آمد. در این متن ، حمورابی به طور بی سابقه ای مردوک را که تا آن زمان خدای ساده ای بود ، رییس خدایان اعلام می دارد و از آن پس کاهنان موظف میشوند مردوک را بزرگ بت ها بدانند.

    آنچه مردوکیان در استوانه گلی از قول کوروش نوشته اند، ناشی از عادت آنها در نوشتن این گونه کتیبه ها بوده. در واقع، می توان گفت در صورت آنکه کوروش خدای دیگر جز مردوک را ستایش کرده باشد، باز هم مردوکیان طبق قوانین دیرینه جای مانده از عصر حمورابی موظف بودند از مردوک و مردوک پرستی یاد کنند. به بیان بهتر، متون بابلی همگی یک قالب و فرمت مشخص دارند و فقط نام اشخاص،مکانها و... در آنها جایگزین یکدیگر می شود...

    پس اینکه در منشور کوروش، مردوک پرست معرفی شده، اصلا سند معتبری بر بت پرست بودن او نیست. کوروش با داریوش خویشاوند و از یک طایفه بود،پس مزدا پرست بودن کوروش بسیار محتمل تر است تا آنچه کاهنان مردوک گفته اند.

    1- امید است زین پس، کسی متن منشور را برای بت پرست بودن کوروش بهانه قرار ندهد.


    2- ممکن است عده ای از دوستان که به منشور و آنچه از کوروش به عنوان آزادی بخش یاد شده، دل بسته و متعصب باشند. باید خدمت این عزیزان یادآور شوم که بسیار کتب تاریخ و کتب مقدس هستند که او را فردی شریف معرفی می کنند، پس ما نیازی نداریم تا آزادگی و شرافت کوروش را در گفته کاهنان بجوییم.

    یا حق
  2. 6 کاربر پست Mosalman عزیز را پسندیده اند .

    AlirezA (09-16-2012),arnoosh (11-06-2012),g.cyrus (09-26-2012),Prometheus (11-11-2012),steve jobs (09-20-2012),آریــــــــــوبرزن (07-29-2014)

پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #11
    استوانه ای که از آن کوروش نیست!!!



    عنوان کاربر
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    17
    نوشته ها
    14
    پسندیده
    15
    مورد پسند : 42 بار در 14 پست
    با سلام

    دوست عزیز. مشکل شما اینست که خیلی عصبانی تشریف دارید.

    آنچه شما برای کوروش افتخار میدانید ما ننگ میدانیم. ما کوروش را فرد نزدیک به خدا و پیامبران الهی میدانیم. در این مورد شما را ارجاع میدهم به مقالات جناب کوروش کیانی در باب کوروش در تورات.

    فعالیت های کوروش فرا ملی است. از متحد کردن ایران گرفته تا به زیر کشاندن پادشاهان فاسد بین النهرین تا نجات دادن یهودیان.

    مثل شما هم ملی گرا نیستم و اگر کوروش در سرزمین مایا ها بود نیز به او احترام می گذاشتم.

    بحث ما بر سر استوانه است. عدم اعتبار استوانه، کوروش را از اعتبار ساقط نمی کند.

    و شمایی که از رویدادنامه نبونئید چیزی نمیدانید، انتظاری بیش از این نمیرود! اگر نام دوستانی رو گفتم به این دلیل بود که حداقل آنها این کتیبه را میشناسند و می توان با آنها بحث علمی کرد. آنها توانایی خواندن متون باستانی دارند

    بنده مستندی آماتوری در باب کوروش بزرگ ساخته ام( به جای ادعای کوروش دوست بودن).
    توصیه میکنم تماشا فرمایید:


    قسمت اول
    http://www.aparat.com/v/zIS4b

    قسمت دوم
    http://www.aparat.com/v/qQNg8

    قسمت سوم
    http://www.aparat.com/v/CVh3f

    قضاوت با شما. نظراتت محترم
  • 2 کاربر پست Mosalman عزیز را پسندیده اند .

    Prometheus (11-13-2012),آریــــــــــوبرزن (07-29-2014)

  • پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #12
    استوانه ای که از آن کوروش نیست!!!



    عنوان کاربر
    کاربر ارشد
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    30
    نوشته ها
    420
    پسندیده
    687
    مورد پسند : 1,067 بار در 401 پست

    ویترین مدال ها

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mosalman نمایش پست ها
    با سلام

    دوست عزیز. مشکل شما اینست که خیلی عصبانی تشریف دارید.

    آنچه شما برای کوروش افتخار میدانید ما ننگ میدانیم. ما کوروش را فرد نزدیک به خدا و پیامبران الهی میدانیم. در این مورد شما را ارجاع میدهم به مقالات جناب کوروش کیانی در باب کوروش در تورات.

    فعالیت های کوروش فرا ملی است. از متحد کردن ایران گرفته تا به زیر کشاندن پادشاهان فاسد بین النهرین تا نجات دادن یهودیان.

    مثل شما هم ملی گرا نیستم و اگر کوروش در سرزمین مایا ها بود نیز به او احترام می گذاشتم.

    بحث ما بر سر استوانه است. عدم اعتبار استوانه، کوروش را از اعتبار ساقط نمی کند.

    درود.

    دوست عزیز ظاهرا شما دارید حرفهای مرا به خودم برمی گردانید.
    ویرایش توسط بابک : 11-13-2012 در ساعت 08:28 PM
  • 3 کاربر پست بابک عزیز را پسندیده اند .

    Mosalman (11-13-2012),Prometheus (11-13-2012),آریــــــــــوبرزن (07-29-2014)

  • امضای ایشان
    بادی ز بیابان حجاز آمد ، داغ
    هم مزرع ما بسوخت هم خانه و باغ
    هم آتش ما ببرد و هم کُشت چراغ
    نه سبزه به دشت هِشت و نه لاله به راغ
    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #13
    استوانه ای که از آن کوروش نیست!!!



    عنوان کاربر
    کاربر ارشد
    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,936
    پسندیده
    6,021
    مورد پسند : 4,556 بار در 1,803 پست

    ویترین مدال ها

    درود؛

    احتمالاً بابک عزیز دچار سوء تفاهم شده...

    مسلمان بر خلاف عنوان کاربری که داره به هیچ وجه اسلام گرای افراطی و تازی گرا نیست...

    در مورد استوانه تقریباً حق با مسلمان هستش...

    این استوانه رو کاهنان بابلی نوشتند و به کوروش بزرگ پیشکش کردند و در حقیقت این استوانه از زبان کاهنان و متعلق به کوروش بزرگ است.

    کوروش با روحیۀ تسامح و آزادی گرایی خود این استوانه رو پذیرفت و تأیید کرد.

    اما از استوانه که بگذریم در مورد شهر انشان، نظر مسلمان درست نیست...

    شهر انشان از شهرهای فرمانروایی ایلام بوده است که پس از کمکهای پارسیان به ایلام در جنگ با آشوریان به ازای مُزد به ایشان داده شد و پس از پاسارگاد دومین مقر رسمی پارسیان بوده است.

    کوروش بزرگ در هنگ مادان "همدان" و در درگاه آستیاگ "ایشتوویگو" بدنیا آمده است.

    پدران کوروش بزرگ، یعنی کمبوجیَه یکم و پدرش کوروش یکم فرزند چیش پش فرمانروای انشان بوده اند،

    و در آن سو آرشام و پدرش اریارمنَه فرزند چیش پیش و برادر کوروش یکم (پدر بزرگ کوروش دوم "کوروش بزرگ") نیز فرمانروای پاسارگاد.

    بر اساس روایت ها نیز، کوروش پس از آشکار شدن هویتش از هنگ مادان به انشان به نزد پدر خود کمبوجیَه یکم بازگشت و پس از او پادشاه انشان شد.

    سپس با اتحاد با پاسارگاد موفق شدند پسرعموهای خود یعنی مادها را کنار بزنند و مابقی ماجرا که خود اگاهید... و تشکیل امپراتوری پارس...

  • 4 کاربر پست AlirezA عزیز را پسندیده اند .

    Mosalman (11-13-2012),Prometheus (11-13-2012),آریــــــــــوبرزن (07-29-2014),بابک (11-13-2012)

  • امضای ایشان

    ...::
    چو ایران مباشد تن من مباد ::...



    « هر جای جهان که کم آوردیم ، نام کوروش را به زبان آوردیم »



    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #14
    استوانه ای که از آن کوروش نیست!!!



    عنوان کاربر
    کاربر ارشد
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    7
    نوشته ها
    225
    پسندیده
    185
    مورد پسند : 503 بار در 226 پست

    ویترین مدال ها

    کوروش گرامی ؛ پارسیان در جنگ آشوریان و ایلامیان در نما با ایلام بودند ولی در پسا(قفا!) با آشورپانیپال بودند و لشگرشون در این نبرد به سود آشوریان شمشیر زد
  • کاربر مقابل پست Ardavan عزیز را پسندیده است:


  • امضای ایشان
    می کنیم کوشش که فرهنگی شود این کار ما/کوشش از ما وُ برآوردن ز مَه دادار ما
    اردوان
    تو را می پژوهم ز فرهنگ خویش / نه از بینِشِ دین و آیین و کیش
    تو را می ندانم چه باشد سرشت / نه دوزخ شناسم نه دانم بهشت

    اردوان
    اسکندر ذوالقرنین(ایلیوس کِی+سَر Julus caesar) شاهنشاهی از تبار ماد با آیین میترایی گشاینده اروپا و سازنده دیوار بر گوگ و ماگوگ ،هرگز الکساندروس ایونی از اژه نیست.
    سه چیز چندان نَپاید: دارایی بدون بازرگانی ، دانش بدون گفتمان ، سرزمین بدون ساماندهی. سعدی.
    31/مرداد/93
    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #15
    استوانه ای که از آن کوروش نیست!!!



    عنوان کاربر
    کاربر ارشد
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    30
    نوشته ها
    420
    پسندیده
    687
    مورد پسند : 1,067 بار در 401 پست

    ویترین مدال ها

    نقل قول نوشته اصلی توسط Kourosh.Kiani نمایش پست ها
    درود؛ این استوانه رو کاهنان بابلی نوشتند و به کوروش بزرگ پیشکش کردند و در حقیقت این استوانه از زبان کاهنان و متعلق به کوروش بزرگ است. کوروش با روحیۀ تسامح و آزادی گرایی خود این استوانه رو پذیرفت و تأیید کرد. SIZE][/SIZE][/SIZE][/SIZE][/SIZE][/SIZE][/SIZE][/SIZE][/SIZE][/SIZE][/SIZE][/SIZE][/SIZE][/SIZE] [/SIZE][/SIZE]
    درود. کوروش جان من هم نگفتم که کوروش بزرگ خودشان شخصا نوشته اند. این را قبلا در سه چهار پست قبلی هم درست در خط اول اشاره کردم. ابهام دوست عزیز من « مسلمان » معلوم نیست بر سر چپیست؟؟ بر سر استوانه است؟ بر سر محل زایش کوروش بزرگ است؟ بر سر محل سلطنت اوست؟
  • 2 کاربر پست بابک عزیز را پسندیده اند .

    Prometheus (11-16-2012),آریــــــــــوبرزن (07-29-2014)

  • امضای ایشان
    بادی ز بیابان حجاز آمد ، داغ
    هم مزرع ما بسوخت هم خانه و باغ
    هم آتش ما ببرد و هم کُشت چراغ
    نه سبزه به دشت هِشت و نه لاله به راغ
    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #16
    استوانه ای که از آن کوروش نیست!!!



    عنوان کاربر
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    17
    نوشته ها
    14
    پسندیده
    15
    مورد پسند : 42 بار در 14 پست
    ابهام اصلی ما بر سر منشور است. شما متن را رها کرده به حاشیه پرداخته اید. تیتر مبحث نیز گویاست و هدف مبحث هم در انتها آمده است.

    یا علی
  • 3 کاربر پست Mosalman عزیز را پسندیده اند .

    AlirezA (11-16-2012),Prometheus (11-16-2012),آریــــــــــوبرزن (07-29-2014)

  • پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #17
    استوانه ای که از آن کوروش نیست!!!
    استوانه ای که از آن کوروش نیست!!!



    عنوان کاربر
    سرپرست
    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    شماره عضویت
    1166
    نوشته ها
    9,305
    پسندیده
    6,627
    مورد پسند : 14,005 بار در 6,353 پست
    نوشته های وبلاگ
    26

    ویترین مدال ها

    up....
  • 2 کاربر پست ایرانمهر عزیز را پسندیده اند .


  • امضای ایشان

    از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد به نام انسانیت...



    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

    صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  
    © تمامی حقوق برای تاریخ فا محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد