^ Back to Top
تبلیغات
تبلیغات

تبادل بنر تاریخ فا تاریخ فا
تاریخ فا

کاربران دعوت شده

نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

موضوع: خط میخی میخی مادی خط پهلوی

  1. #1


    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    نوشته ها
    5,173
    پسندیده
    3,923
    مورد پسند : 4,857 بار در 2,745 پست
    نوشته های وبلاگ
    23
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 163 تاپیک

    ویترین مدال ها

    خط میخی میخی مادی خط پهلوی

    نوشته استاد محمد تقي بهار

    خط ميخي:

    سومریانمردمی بودند که پیش از (3000) سال پيش از زادروز مسیح در قسمت جنوبی عراقسکونت داشته و دارای تمدنی بوده اند و خطی نیز داشتند که آن را از چپ بهراست می نوشتند و این خط میخی است.
    در پيرامون سال (3000) پيش از میلاد طوایفی سامی نژاد که آن ها را فنیقی یا کنعانی مینامند از جزیره العرب یا سواحل خلیج فارس به سرزمین عراق تاخته و در كنارسومریان دولت و ايين شهر نشيني که آن را از سومریان آموخته بودند ایجاد کردند. ولیتمدن و دولت ياد شده دوام نکرد و بار دیگر از سومریان شكست خورد و آن مردم بهسوریه و فلسطین شتافتند و در سواحلدرياي سفيد ماندند ولی طوایف سامیدیگری پس ز آن ها در بابل و آشور قدرت پیدا کرده دولت های بزرگي به نامدولت (کاسانیان)، (آشوریان) و (کلدانیان) از ميانه سده 18 ق. م. به بعد بهوجودآوردند و بابل و نینوا پایتخت کلده و آشور شهرت جهانی یافت.
    درهمین روزها طوایفی که به (عیلام) یا ملوک (اَنزان) موسوم بودند در خوزستانو سواحل خلیج فارس، لرستان، قسمت غربی و جنوبی ایران برخاسته و رقیب بزرگیبرای آشوریان شدند و شوش پایتخت آنان مشهور جهان شد.
    خطمیخی از چهار تا پنج هزار سال پیش از میلاد در نزد سومریان ساکن جنوبی بینالنهرين شناس بود و ازشكل ابتدايي (نقشی) ترقی کرده مرحله ی دوم و سوم رامی پیمود، طوایف آشور و عیلام نیز همان خط را از سومریان گرفته و به کاربردند. این خط در پيرامون (1700 ق. م.) در مرحله ی دوم و سوم بود کهایرانیان مادی هم آن را گرفته و به کار بردند.
    درستروشن نیست که از چه تاریخ این خط به دست مادها افتاده است، ولي معلوم استکه این خط در دست ایرانیان رو به ترقی و اصلاح نهاده و درميانه سده (6ق.م.) از مرحله ی «نموداری» یعنی علامتی و «آهنگی» یعنی صوتی به صورتالفبایی درآمده است و وقتی که کورش بزرگ دولت هخامنشی را سر و صورت داد وبابل را در (538 ق. م.) به دست اورد خط میخی که هنوز در کلده، آشور و عیلامبه صورت نموداری و آهنگی بود در ایران صورت الفبایی یافته بود. کتیبه ها،نوشته های سنگی و سفالین پادشاهان هخامنشی که به سه زبان کلدانی، عیلامی وفارسي است گواهي درست است از این رو می توانیم بدانیم کهایرانیان مادی از دیرباز با این خط نزديكي داشته اند و آن را دیری ورزیده وبه کار انداخته و ذوق خود را در اصلاح آن برگماشته و آن را به اینصورت درآورده اند ورنه چگونه در مدت چند سال هخامنشایان می توانستند آن رااز صورت اصلی به این صورت درآورند ؟
    خط میخی کلدانیدارای حرف ها و شکل هایی بسیار بود که بعضی از آن ها نمودار یک ذات با یکمعنی و بعض دیگر نماینده ی صوت و هجایی ويژه بودند که با یک یا چند صوت ازآن ها یک معنی ساخته می شد.
    مجموع مقاطع حروف بیصدای خط میخی کلدانی از 18 حرف تجاوز نمی کرده است به قرار زير: ا، ج، د،ز، ح، ط، ل، م، ن، س، پ، ص، ق، ر، ش، ت.
    با آنکه آشوری ها و بابلی ها از نژاد سامی بوده اند ولي حروف سطبر عربی مانند ظاء و ضاد و حروف حلق مانند غین، عین و ها و حرف شین و خا درآن نیست و از این رو حدس می زنند که این خط را سومریان از مردمی غیر سامیآموخته اند یا خود سومریان غیر سامی بوده اند.

  2. #2


    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    نوشته ها
    5,173
    پسندیده
    3,923
    مورد پسند : 4,857 بار در 2,745 پست
    نوشته های وبلاگ
    23
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 163 تاپیک

    ویترین مدال ها

    میخی مادی

    ولي حروف الفبای میخی مادی 42 حرف بوده است و 36 حرف آن را از روی حروف میخیآشوری ساخته اند که پنج حرف آن از حروف صدادار بوده است و شش حرف دیگر ازجنس «نمودار» بر آن افزوده اند و آن شش نشانه : بَغا، اوهرمزد، دَهْیو،شاه؛ بومی و علامت ختم جمله است ..
    توضیح آنکه نمودارها در الفبایآشوری از هشتصد حرف هم تجاوز می کند ولی در الفبای مادی یا هخامنشی چنانکهمی بینیم از شش حرف زیاد نیست .

    اصلاحمهمی در ایران راجع به خط میخی شده است، زیرا چنانکه گمان کرده اند و نیز همین طور به نظر می رسد ایرانیان این خط را از مردمهمسایه «آشوری» یا «عیلام» یا هر دو گرفته اند و اگر فرض کنیم که در آغازتمدن و استقلال دولت مادی این وام گرفته شده است باز تا ابتدای دولتهخامنشی از نظر مدت چندان دور نبوده است که بتوان گفت از لحاظتطور چنین اصلاحی در خط میخی صورت گرفته است. یعنی نخست ا آن را از حالتعلامتی و صوتی (هجایی) به حالت الفبایی درآورند ودوم انكه اعراب را جز حروفقرار دهند وسوم برای حروف مختص به زبان آریا که در خط آشوری نبود صورتهایی اختراع نمایند، بنابراین شکی نیست که این اصلاحات گام به گام و به شيوه تکامل و تطور طبیعی صورت نگرفته بلکه، بر حسب هوش و قریحه ی ملی به امر وفرمان بزرگان یا شهنشاهان یا مغان وجود یافته است و ناگهانی، به طورانقلاب و نودرآمد موجود شده است.
    ممکن است گفته شودکه به راهنمایی دبیران فنیقی یا آرامی یا یهود که در زیر دست بزرگان ایرانخدمت می کردند و حروف الفبایی داشته اند و از پیش با آن آشنا بوده اند ایناصطلاح پیدا شده است. این تصور دور نیست ولي اشکالی دارد و آن اینکه خودیهود یا آرامیان یا فنیقیان هم حروف مصوَته و اعراب را داخل خط نکرده اند،چنان که از آثار كهن فنیقی، یهود و آرامی معلوم می شود که نه تنها اعرابجزء کلماتشان نیست بلکه «الف»، «واو» و «یا» هم در کتیبه ها و نوشته هایباستاني آن مردم پیدا نمی شده است و در اواخر «الف»، «واو» و «یا» را براینشان دادن حرکات گاهی به کار می برده اند، پس از سرنگوني یهود و پراکندهشدن در آفاق چون دیدند این سه حرف کافی برای ادای مقصود نیست و لغات آناندستخوش فنا خواهد شد قاعده ای برای حرکات وضع کردند که امروز به طور ناقصدر خط مربع (خط عبری) دیده می شود در این صورت معنی ندارد که اصلاح خطمیخی از ناحیه ی مردم سامی صورت گرفته باشد وترديدي باقی نمی ماند که ایناصلاح مربوط به غریزه ی ذاتی و طبیعی آریایی است چنان که ملل گِرِک، لاتینو هند نیزپس از قبول حروف فنیقی همین کار را کردند و اگر بخواهیم سامیانرا در عمل نگارش ایرانیان موثر بشناسیم باید به عکس تصور يادشده ضایع شدن خطایران و از میان رفتن اعراب در خط پهلوی و خط ها اسلامی را مربوط به تاثیروجود آنقوم بدانيم .چيزي که خط میخی را از بین برد (چنانکه معروف است) حمله ی اسکندر و قدرتسرداران او نبود، بلکه دشواری این خط سبب از یاد رفتن آن شد چه خطمیخی با قلمی نوک تیز چوب یا فلزی بر روی پاره های گِل سخت شده کنده کاریشده و یا با همان قلم بر صفحه هاي سنگی و معدنی حکاکی می شده است، بر خلافخط مصری و فنیقی که روی چوب و یا پاپیروس و پوست حیوانات با هر نوع قلمیکنده شده یا با رنگ نوشته می شده است. اما در خط میخی چنین نبود بلکه بیشتر پارچه ی گلی را برداشته با چنین قلمی بر روی آن خط هایی کنده و پارچهرا خشکانیده و سپس پهلوی هم قرار می دادند و آن پارچه های گِل را به زبانکلدانی «آجُرْ» و آن خط ها را «دُپی» می نامیدند كه از آن آجرها دوکتابخانه یکی در شوش و دیگری در تخت جمشید کشف شده است.
    همچنینبر روی فلزات یا سنگ ها حروف میخی با دقت بایستی کنده شود و به دردپاپیروس و غیره نمی خورده است، به همین سبب عامه ی مردم ایران در آن عصربرای نوشته هاي عادی بر روی پوست یا پاپیروس خط آرامی به کار می برده اند.
    اینشکل نگارش و خشونت شکل حروف و جای زیاد گرفتن سطور سبب شد که از همان زماندولت هخامنشی خط آرامی (که از مدت های دور از کنعانیان به سرزمین کلده وآشور رسیده بود) به همراه کاتبان و دُپیوَران سامی به ایران آمده وسیله یمبادله ی افکار و رفع حاجت بزرگان، تجار و سایر مردم قرار گیرد. این استکه در دوره ی اشکانیان خط میخی روی به سقوط می گذارد و تا مدتی خط یونانیمورد استفاده واقع شده و به تدریج از نیمه ی سده دوم پیش از میلاد خطآرامی متداول میشود ولي نباید تصور کرد که خط میخی در عهد اشکانیان بهکلی منسوخ شده بود چه در بابل لوحه هایی یافته اند که متعلق به دوره یاشکانی است و به خط میخی نوشته شده است، در این لوح ها مطالب قانونی،نجومی و سرودهای مذهبی مندرج است.

  3. #3


    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Dec 2012
    نوشته ها
    5,173
    پسندیده
    3,923
    مورد پسند : 4,857 بار در 2,745 پست
    نوشته های وبلاگ
    23
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 163 تاپیک

    ویترین مدال ها

    ب) خط پهلوی

    خطپهلوی از خط آرامی گرفته شده است و خط آرامیدر اصل منتهی می شود به دو خط كهن که یکی فنیقی و دیگری عبری است.
    فینیقیانکه آنان را کنعانیان هم می نامند در حوالی سه هزار سال پیش از مسیح ازسواحل خلیج فارس یا از داخله ی جزیره العرب وارد سواحل فرات شده و انجا ماندند و سپس از آن جا به طرف سوریه وفلسطین رفتند و درسواحل بحر ابیض دولتی تجارتی بوجود آوردند.
    عبریانکه بدون شک از ملل سامی نژاد هستنداز شبه جزیره ی طورسینا و به گفته استاد «مرگلیوس» از یمن و به گفته دانشمندی دیگر از حجاز که از زادگاه اصلیآن قوم بوده است برخاسته و به عادت صحراگردی و بادیه نشینی كوچ کردند وسرانجام پيرامون سیزده پيش از میلاد در حدود فلسطین و کنعان باکنعانیان همسایه شدند و بعد از جنگ های خونینی وارد فلسطین گردیدند وبعدها شهر اورشلیم را ساخته و در آنجا خانه کردند، نام «عبری» از مادهی «عَبَرْ» و به معنی عبور و حرکت و اشاره به صحرانوردی آن طایفه است، نوبه مناسبت «اسرائیل» که لقب «یعقوب» بوده به بنی اسرائیل موسوم شدند.
    دراخبار یهود آمده است که «عبری» نام «ابراهیم» جد بزرگ بنی اسرائیل است کهاز شهر «اور» کِلدهَ گریخته و از نهر عبور کرده است - و معلوم نیست که ایننهر اُرْدُنْ است یا نهر فرات، و بعضی گویند «عبری» نام یکی از اجدادابرهیم بوده است و علمای معاصر ترجیح می دهند که عبری را از ماده ی عبورگرفته و آن را شامل بنی اسرائیل که از بيابان ها عبور می کرده و در حال ابتدايي می زیسته اند بشمارند - چنان که عرب را هم از همین ریشه و ماده و به همینمعنی می دانند و ثلاثی مجرد یعنی اصل و ریشه ی فصل «عَبَرْ» و «عَرَبْ» رایکی دانند که به قاعده ی قلب لغات اختلاف یافته است.
    بایددانست که اقوام عبری اختصاص به فرزندان «ابراهیم» داشته اند چه طوایفِدیگری نیز به این نام خوانده شده اند که بعدها با اعراب به هم آمیخته و ازیهود جدا شده اند.
    كهن ترین نمونه ای که از خطفنیقی یافته اند، کتیبه ی (ستون مه زا) است که تاریخ آن به (895 ق.م) میرسد - دیگر جامی است سه قطعه که در جزیره ی «قبرس» یافته اند که تاریخ آنرا با عهد «سلیمان» پادشاه یهود (971-931 ق.م) به گمان و تخمین برابر کردهاند و چون این دو کتیبه به هم شباهت ندارد، تصور کرده اند که خط فنیقی ازخط عبری گرفته شده است، ولی به دلایلی دیگ اینعقیده برتر شده است که موجد خط الفبائی آرامی، فنیقیان اند که یا از خطمصر و یا از خط میخی سومری آن را الگو برداري و در آن اصلاحاتی به کار برده اندو از حالت نقشی به مرحله ی الفبایی در آورده اند.
    اینخط که بعدها خط آرامی، نَبَطی، مُسْنَدْ، حَبَشی و قِبْطی از آنگرفته شد،در ایران به خط پهلوی تبدیل یافت، یعنی آن خط با بندگان و جیره خوارانسامی وارد ایران شده و در زمان هخامنشی و بعد از آن در عهد اشکانیان مورداستفاده واقع شد و رفته رفته در آن تغییرهایی راه یافته خط پهلویاشکانی را بوجود آورد.
    خط پهلوی چنان که گذشت از خط آرامی گرفته شده است و پادشاهان هخامنشی این خط را یعنی آرامی را متداول کرده اند.
    خطمیخی برای نقر و نقش کتیبه به کار می رفته است و از برای نامه ها و دیگرنیازمندی های عمومی مناسب نبوده است از این رو خط ساده و الفبایی «آرامی»که از عهد کلدانیان در آسیای صغیر معروف بود كم كم اهمیت پیدا کرد.ابتدا به مناسبت اساني هر جا به خط میخی چیزی نوشته می شد نام صاحب خط -یا اگر آن چیز ظرف سفالی یا جنس دیگری بود نام خریدار یا فروشنده را - درکنار آن به خط آرامی می نوشتند، ولی بعدها گستردگي استفاده این خط به جاییرسید که در تمام قلمرو ایران، عراق، آسیای صغیر و مصر عمومیت یافت ونامه هاي حکام، پادشاهان، روابط ملل، روزنامه های دولتی، فرمان ها و نوشتههای عادی همه با خط آرامی انجام می گرفت. ترقی روز افزون این خط با پشتيباني و تقویت شهنشاهان هخامنشی به دست آمد که در شاهنشاهی عالی خود متعرضآیین، رسم ها،خط و زبان ملل تابعه نمی شدند. به ويژه خط آرامی را به خاطرآسانی آن رواج دادند و به کار بردن آن را در سرزمين هاي به دست امده رواج دادند .

    زبانآرامی به دو لهجه منشعب شد : لهجه ی عراقی که آن را لهجه ی آرامی شرقینامند و لهجه ی سوریه، فلسطین و طورسینا که آن را آرامی غربی نامند. خطآرامی هم به چند شیوه و رسم آن خط درآمد و آنچه در ایران مادَرِ خط پهلویقرار گرفت شیوه و قلم آرامی عراق بود.
    اصل خط آرامیکه از کجا شاخه گرفته است درست مشخص نیست، برخی تصور کرده اند که اين خط از روی خط هیریوغلف مصر برداشته شده است زیرا هر چند خط نامبرده خط الفباییاست ولي حروفی در آن خط هست که حاکی از صورتی است که خود آن حرف هم بهمعنی همان صورت است مانند الف «عَلفّیا» به معنی «گاو» که در اصل به شکلسر گاو بوده و بعد که از حال نگاری به حال صوتی افتاده صدای «آو» یافته وبعد حرف الف و صدای «اَ اِ اُ» پیدا کرده است. دیگر «ب» که نام او «بیت»است و در اصل به صورت خانه ی مسقف بوده است همچنین «جیم» که نامش «گمیل»است و در اصل صورت جَمل = شتر بوده و «طِطْ» که نام و صورت افعی است و عینکه به شکل چشم است و «لامد» که به شکل عصا است و «هی» که به صورت شبکه استو غیره ... و گروهی گویند که خط آرامی از نو اوري هاي یکی از ملل سامی است وجمعی آن را بر گرفته از خط فنیقی دانند چنان که گذشت و برخي گویند خط فنیقیاز خط آرامی گرفته شده است زیرا خط آرامی از دو هزار سالپيش از میلاد وجودداشته است.
    داریوش سوم به خیانتبرخي ایرانیانبه قتل رسید و کشور ایران به چنگال «اسکندر گجستک» افتاد و تمامشهریاران ایران را کشت و ایران را با بیداد به مشت آورد و خود همبه زودی بمرد و سلوکیدیان بر ایران پيروز شدند و این فتنه ی پرآوازه بهسود یونانیانِ آوازه گر تمام شد خط یونانی و آداب آن کشور که او نیزچون ایران فرمان بر گردنکشان مقدونی شده بود، در ایران شیوع یافت، سکه های آنزمان و سکه های عهد اشکانیان با آن خط زده شد - حتی قباله های املاکهم تا 150 سال ق.م. به خط یونانی نوشته می شد و کتیبه هایی از «گودرزاشکانی» و غیره به این خط بر صخره کنده شده است و در «لرستان»، «بختیاری»و «بیستون» موجود است.
    ولي دیری نگذشت که خط پهلوی جایخط یونانی را گرفت و چنان که «کریستن سن» مورخ معاصر می نویسد یوناني مآبیاشکانیان که از خراسان برخاسته سرداران یونانی را شكسته و از خاک ایرانبیرون کرده بودند، تقلیدی صوری و از لحاظ (مُدْ) بود و چیزی طول نکشید کهزبان و آداب یونانی منسوخ و آداب آریایی ایران به صورت طبیعی خود بازگشتکرد و سکه ها و نوشته های ملی با خط پهلوی شروع شد و خط میخی دیگر موقعی برای ابراز وجودبه دست نیاورد.


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما
دوستان ما
ما در شبکه های اجتماعی

تارنمای تاریخ فا با هدف ارتقاء سطح دانش و فرهنگ ایرانیان و خدمت رسانی به هم میهنان گرامی در 4 شهریور 1391 ایجاد گردیده است. از لحظه تولد تاکنون تاریخ فا همواره سعی در بکارگیری شیوه های مدیریتی جدید و خدمات نوین داشته است . تاریخ فا مفتخر است که شما دوستان عزیز را به همراه دارد.

آمار سایت:

تاریخ فا کتابخانه تاریخ فا ایران او.کا.ب انجمنهای عمومی معماری و معماران انجمن تخصصی معماری همه چیز از همه جا لینک شما لینک شما
مشترک آخرین مطالب ما در ایمیل خود شوید