کاربری
کاربر گرامی به انجمن سرزمین پارس | تالار گفتمان تاریخ فا خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:

تاریخ فا تبادل بنر تاریخ فا
تاریخ فا

کاربران دعوت شده

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 8

موضوع: داستانهای واقعی و کوتاه تاریخی

  1. #1


    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    بیژن یورد (دیار مفخم) بجنورد
    نوشته ها
    340
    پسندیده
    249
    مورد پسند : 845 بار در 301 پست
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 81 تاپیک

    داستانهای واقعی و کوتاه تاریخی

    ما همه نادریم








    خورشید در میانه آسمان بود که سپاهیان نادرشاه افشار وارد دهلی شدند به پادشاه ایران زمین گفتند اجازه می دهید وارد قصر پادشاه هند محمد گورکانی شویم ؟
    نادرشاه گفت اینجا نیامده ایم پی تخت و تاخ ، بگردید و مزدوران اشرف افغان را بیابید .
    هشتصد مزدور اشرف ، که بیست سال ایران را ویران ساخته بودند را گرفتند . نادر رو به آنها کرد و گفت : چگونه بیست سال در ایران خون ریختید و به ناموس کسی رحم نکردید ؟ ! آیا فکر نمی کردید روزی به این درد گرفتار آیید ؟
    مزدوری گفت می پنداشتیم همه مردان ایران ، شاه سلطان حسین هستند و ما همواره با مشتی ترسوی صفوی روبروییم.
    از میان سپاه ایران فریادی برخواست که ما همه نادریم ! و مردان سپاه بارها این سخن را از ته حنجره فریاد کشیدند . " ما همه نادریم "
    و به سخن ارد بزرگ : کشوری که دارای پیشوایی بی باک است همه مردمش قهرمان و دلیر می شوند .
    اگر خوب گوش هایمان را تیز کنیم فریاد های سربازان ایران را باز هم می شنویم " ما همه نادریم

    9 کاربر پست شاهنشاه آریا عزیز را پسندیده اند .

    AlirezA (10-09-2012),crab (08-28-2013),Light Knight (10-09-2012),Mehrafarin (01-03-2014),ReZa (10-23-2013),Shahram (12-27-2013),من کیستم (06-14-2014),بابک (10-09-2012),حامد محمدپور (07-23-2013)

    بی دین بودن از تند روی بودن در دین هزاران بار نیکو تر است
    هنوز نمی دانند خدا چیست
    بنده*هایش را بی دین و با دین قلمداد میکنند.

  2. #2


    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    بیژن یورد (دیار مفخم) بجنورد
    نوشته ها
    340
    پسندیده
    249
    مورد پسند : 845 بار در 301 پست
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 81 تاپیک
    تيمور لنگ و جامه زنان


    در سال 794 تيمور لنگ به قصد تصرف شيراز و برانداختن سلسله آل مظفر راهى آن شهر گرديد و شاه منصور مظفرى ابتدا مى خواست كه با جنگ و گريز سپاهيان او را نابود سازد. اما هنگام خروج از شهر نگاه پير زنى به او افتاد، پس با صداى بلند به سرزنش او پرداخت و گفت : ببينيد اين نمك به حرام را، كه اموال ما را ربوده و به خون ما دست گشوده و اكنون ما را بينواتر از آنكه بوديم ، در چنگال دشمن رها مى كند. شاه منصور از اين سخن يكه خورد و در درونش آتش گرفت . با بى اختيارى عنان اسب را باز گردانيد و سوگند ياد كرد كه جز جنگ روياروى با تيمور نكند. بدين ترتيب از نقشه جنگى ارزنده اى كه پيش از اين طرح كرده بود منصرف شده و به جمع آورى سپاه براى جنگ با دشمن غدار پرداخت .
    شاه منصور در اولين حمله شخص تيمور را هدف قرار داد و با شمشير برهنه به سوى او حمله كرد. تيمور كه جان خود را در خطر ديد، گريخت جامه اى بر سر افكنده و خود را به درون سراپرده زنان ، انداخت ، زنان به سوى شاه منصور شتافتند و گفتند: اينجا سراپرده زنان است . آنگاه انبوه لشكر را به او نشان دادند و گفتند: كسى را كه تو مى خواهى در ميان زنان است و شاه منصور به آنسوى منحرف شد.

    6 کاربر پست شاهنشاه آریا عزیز را پسندیده اند .

    AlirezA (10-09-2012),crab (08-28-2013),Light Knight (10-09-2012),Mehrafarin (01-03-2014),Shahram (12-27-2013),حامد محمدپور (07-23-2013)

    بی دین بودن از تند روی بودن در دین هزاران بار نیکو تر است
    هنوز نمی دانند خدا چیست
    بنده*هایش را بی دین و با دین قلمداد میکنند.

  3. #3


    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    بیژن یورد (دیار مفخم) بجنورد
    نوشته ها
    340
    پسندیده
    249
    مورد پسند : 845 بار در 301 پست
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 81 تاپیک
    شرافت ایرانیان



    پادشاه ایران زمین پاکور (دوم) فرزند بلاش یکم و بیست و سومین پادشاه اشکانی

    به تندی با ارتشدار خود برخورد کرد و گفت : چرا به یکی از مخالفین روم

    (نرون قیام کننده در امپراتوری روم) اجازه ورود به ایران و تیسفون

    ( پایتخت ایران زمین ) را دادید ؟

    من و رومی ها با هم پیمان بسته ایم که به مخالفین هم پناه ندهیم .

    ارتشدار گفت : اما آنها به مخالفین ما کمک می کنند .

    پاکور در حالی که برافروخته بود گفت :

    آنها پستی خویش را به نمایش می گذارند ،

    اما پیمان یک اشک (لقب پادشاهان اشکانی) نباید به ننگ کشیده شود .

    شما باید به آن فرد مخالف کشور روم ، در مرز می گفتید به جای دیگری برود .

    اما امروز مجبورم به خاطر شرافتمان این مخالف دولت روم را به کشورش برگردانم .

    ارتشدار گفت : اما امپراتوری روم به خون ما تشنه است...

    پادشاه ایران زمین گفت:
    ما ایرانی ها تشنه امنیت ، راستی و درستی هستیم

    و بر پیمانهای خویش استوار خواهیم بود .

    ما ترسی از امپراتوری روم نداریم و می توانیم همانند همیشه شکستشان دهیم

    اما این راهکار کشورداری نیست ما باید امنیت را تقویت کنیم

    نه دست اندازی و دشمنی را ...

    شاید برای ارتشدار ، سخنان پاکور امپراتور کشورمان چندان هوشیارانه نبود ،

    اما پاکور به ارزش پیمان خویش باور داشت .

    ارد بزرگ اندیشمند برجسته کشورمان می گوید :

    (برای آنکه روانت را بپروری ، ابتدا با خود یکی شو) .

    و براستی پاکور نماد چنین فرهمندی بود .

    در طی سی سال پادشاهی پاکور دوم بر امپراتوری ایران زمین

    جنگی بین ایران و روم رخ نداد

    و مردم در شادی و امنیت زیستند

    7 کاربر پست شاهنشاه آریا عزیز را پسندیده اند .

    AlirezA (10-09-2012),crab (08-28-2013),Light Knight (10-09-2012),Mehrafarin (02-25-2013),Shahram (12-27-2013),من کیستم (06-14-2014),حامد محمدپور (07-23-2013)

    بی دین بودن از تند روی بودن در دین هزاران بار نیکو تر است
    هنوز نمی دانند خدا چیست
    بنده*هایش را بی دین و با دین قلمداد میکنند.

  4. #4


    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    بیژن یورد (دیار مفخم) بجنورد
    نوشته ها
    340
    پسندیده
    249
    مورد پسند : 845 بار در 301 پست
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 81 تاپیک
    پادشاه ایران کریمخان زند

    کریمخان زند پادشاه ایران پس از شکار در نزدیکی تخت جمشید اردو زد .
    از دور عظمت تخت جمشید دیده می شد یکی از فرماندهان گفت آیا شکوه ایران زمین در تخت جمشید پایان می یابد ؟
    کریم خان پرسید : در زمان پادشاهی نادرشاه افشار کجا بودی ؟
    گفت در تمام آن دوران در روستایمان به پدرم در کشاورزی کمک می کردم .
    کریمخان خندید و گفت آن زمان همانند امروز تو از دور به پادشاه ایران زمین نادرشاه افشار نگاه می کردم و می گفتم آیا تمام شکوه ایران زمین در نادر شاه افشار پایان می یابد !؟ و امروز به تو می گویم دیگر آن بزرگی و عظمت را من در کسی و جایی ندیدم .
    این سخن وکیل الرعایا کریم خان زند که از سرداران نادرشاه افشار بود خود گویای عظمت و جوهر آن یگانه دوران ها را دارد . ارد بزرگ اندیشمند برجسته کشورمان می گوید : نادرشاه افشار توانست از خراب آبادی که دشمنان برایمان ساخته بودند کشوری باشکوه بسازد نام او همیشه برای ایرانیان آشنا و دوست داشتنی خواهد بود .
    نادر شاه افشار در جمع ارتشیان ایران می گوید : وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند

    7 کاربر پست شاهنشاه آریا عزیز را پسندیده اند .

    AlirezA (10-09-2012),crab (08-28-2013),Light Knight (10-09-2012),Mehrafarin (02-25-2013),Shahram (12-27-2013),من کیستم (06-14-2014),حامد محمدپور (08-23-2013)

    بی دین بودن از تند روی بودن در دین هزاران بار نیکو تر است
    هنوز نمی دانند خدا چیست
    بنده*هایش را بی دین و با دین قلمداد میکنند.

  5. #5


    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    بیژن یورد (دیار مفخم) بجنورد
    نوشته ها
    340
    پسندیده
    249
    مورد پسند : 845 بار در 301 پست
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 81 تاپیک
    جایگاه عذر خواهی در فرهنگ اصیل ایرانیان


    اردوان (سومین پادشاه اشکانی و فرزند تیرداد یکم) پادشاه ایران از بستر بیماری برخواسته بود با تنی چند از نزدیکان ، کاخ فرمانروایی را ترک گفت و در میان مردم قدمی می زد . به درمانگاه شهر که رسیدند اردوان گفت به دیدار پزشک خویش برویم و از او بخاطر آن همه زحمتی که کشیده قدردانی کنیم . چون وارد درمانگاه شد کودکی را دید که پایش زخمی شده و پزشک پایش را معالجه می نماید . مادر کودک که هنوز پادشاه را نشناخته بود با ناله به پزشک می گفت خدا پای فرزند پادشاه را اینچنین نماید تا دیگر این بلا را بر سر مردم نیاورد .

    پادشاه رو به زن کرده و گفت مگر فرزند پادشاه این بلا را بر سر کودکت آورده و مادر گفت آری کودکم در میانه کوچه بود که فرزند پادشاه فریاپت با اسب خویش چنین بلایی را بر سر کودکم آورد . پادشاه گفت مگر فرزند پادشاه را می شناسی ؟ و زن گفت خیر ، همسایگان او را به من معرفی کردند .. پادشاه دستور داد فریاپت را بیاورند پزشک به زن اشاره نمود که این کسی که اینجاست همان پادشاه ایران است .. زن فکر می کرد به خاطر حرفی که زده او را به جرم گستاخی با تیغ شمشیر به دو نیم می کنند . پسر پادشاه ایران را آوردند و پدر به او گفت چرا اینگونه کردی و فرزند گفت متوجه نشدم .و کودک را اصلا ندیدم . پدر گفت از این زن و کودکش عذرخواهی کن …… فرزند پادشاه رو به مادر کودک نموده عذر خواست پادشاه ایران کیسه ایی زر به مادر داده و گفت فرزندم را ببخش چون در مرام پادشاهان ایران ، زورگویی و اذیت خلق خویش نیست .
    زن با دیدن این همه فروتنی پادشاه و فریاپت به گریه افتاد و می گفت مرا به خاطر گستاخی ببخشید . و پادشاه ایران اردوان در حالی که از درمانگاه بیرون می آمد می گفت : فرزند من باید نمونه نیک رفتاری باشد

    اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : پوزش خواستن از پس اشتباه ، زیباست حتی اگر از یک کودک باشد

    6 کاربر پست شاهنشاه آریا عزیز را پسندیده اند .

    crab (08-28-2013),Mehrafarin (02-25-2013),mori_hema30 (06-14-2014),Shahram (12-27-2013),من کیستم (06-14-2014),حامد محمدپور (07-23-2013)

    بی دین بودن از تند روی بودن در دین هزاران بار نیکو تر است
    هنوز نمی دانند خدا چیست
    بنده*هایش را بی دین و با دین قلمداد میکنند.

  6. #6

    عضو انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    محل سکونت
    بخارست و تهران .
    نوشته ها
    46
    پسندیده
    225
    مورد پسند : 101 بار در 43 پست
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 20 تاپیک
    درود .

    بازم از این نوشته های پندآمیز بذارید لطفاً .

  7. #7




    تیم پژوهش
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    787
    پسندیده
    1,337
    مورد پسند : 1,809 بار در 746 پست
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 89 تاپیک

    ویترین مدال ها

    تخت جمشید در زمان زندیه سالم و قابل مشاهده بوده است , پرسش اینجاست که در چه زمان و چگونه به زیر خاک رفت ?
    در شعاع نور ، نیروی بزرگی نهفته است ، ستایش آگنی را بسرایید ، ستایش آن خدا را .

    آن که مردم او را مانند « میترا » با ستایش های خویش در بالاترین مقام جای داده اند .


    ( ریگ ودا ، ماندالای پنجم ، سرود 16 )

  8. #8

    عضو انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    محل سکونت
    بخارست و تهران .
    نوشته ها
    46
    پسندیده
    225
    مورد پسند : 101 بار در 43 پست
    Mention شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 20 تاپیک
    نوشته اصلی توسط mori_hema30 نمایش پست اصلی
    تخت جمشید در زمان زندیه سالم و قابل مشاهده بوده است , پرسش اینجاست که در چه زمان و چگونه به زیر خاک رفت ?
    درود و وقت به خیر .

    توی موضوعات انجمن ، همچین چیزی رو دیدم .

    الان نمیدونم کجاست .

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

تارنمای تاریخ فا با هدف ارتقاء سطح دانش و فرهنگ ایرانیان و خدمت رسانی به هم میهنان گرامی در 4 شهریور 1391 ایجاد گردیده است. از لحظه تولد تاکنون تاریخ فا همواره سعی در بکارگیری شیوه های مدیریتی جدید و خدمات نوین داشته است . تاریخ فا مفتخر است که شما دوستان عزیز را به همراه دارد.
آمار سایت:

ابزار ها
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید: