کاربری
کاربر گرامی به تاریخ فا - مرجع تخصصی تاریخ ایران و جهان خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
Social Media Tabs
تاریخ فا تبادل بنر تاریخ فا
تاریخ فا

کاربران دعوت شده

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 23
  1. #1


    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    بیژن یورد (دیار مفخم) بجنورد
    نوشته ها
    284
    پسندیده
    244
    مورد پسند : 862 بار در 300 پست

    ویترین مدال ها

    داستانهای واقعی و کوتاه تاریخی

    ما همه نادریم








    خورشید در میانه آسمان بود که سپاهیان نادرشاه افشار وارد دهلی شدند به پادشاه ایران زمین گفتند اجازه می دهید وارد قصر پادشاه هند محمد گورکانی شویم ؟
    نادرشاه گفت اینجا نیامده ایم پی تخت و تاخ ، بگردید و مزدوران اشرف افغان را بیابید .
    هشتصد مزدور اشرف ، که بیست سال ایران را ویران ساخته بودند را گرفتند . نادر رو به آنها کرد و گفت : چگونه بیست سال در ایران خون ریختید و به ناموس کسی رحم نکردید ؟ ! آیا فکر نمی کردید روزی به این درد گرفتار آیید ؟
    مزدوری گفت می پنداشتیم همه مردان ایران ، شاه سلطان حسین هستند و ما همواره با مشتی ترسوی صفوی روبروییم.
    از میان سپاه ایران فریادی برخواست که ما همه نادریم ! و مردان سپاه بارها این سخن را از ته حنجره فریاد کشیدند . " ما همه نادریم "
    و به سخن ارد بزرگ : کشوری که دارای پیشوایی بی باک است همه مردمش قهرمان و دلیر می شوند .
    اگر خوب گوش هایمان را تیز کنیم فریاد های سربازان ایران را باز هم می شنویم " ما همه نادریم

    11 کاربر پست شاهنشاه آریا عزیز را پسندیده اند .

    AlirezA (10-09-2012),crab (08-29-2013),Light Knight (10-09-2012),Mehrafarin (01-03-2014),ReZa (10-23-2013),Shahram (12-27-2013),من کیستم (06-14-2014),پویامهر (08-07-2014),بابک (10-09-2012),حامد محمدپور (07-23-2013),شهاب فروهر (08-07-2014)

    پسندیده
    244
    مورد پسند : 862 بار در 300 پست
    بی دین بودن از تند روی بودن در دین هزاران بار نیکو تر است
    هنوز نمی دانند خدا چیست
    بنده*هایش را بی دین و با دین قلمداد میکنند.

  2. #2


    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    بیژن یورد (دیار مفخم) بجنورد
    نوشته ها
    284
    پسندیده
    244
    مورد پسند : 862 بار در 300 پست

    ویترین مدال ها

    تيمور لنگ و جامه زنان


    در سال 794 تيمور لنگ به قصد تصرف شيراز و برانداختن سلسله آل مظفر راهى آن شهر گرديد و شاه منصور مظفرى ابتدا مى خواست كه با جنگ و گريز سپاهيان او را نابود سازد. اما هنگام خروج از شهر نگاه پير زنى به او افتاد، پس با صداى بلند به سرزنش او پرداخت و گفت : ببينيد اين نمك به حرام را، كه اموال ما را ربوده و به خون ما دست گشوده و اكنون ما را بينواتر از آنكه بوديم ، در چنگال دشمن رها مى كند. شاه منصور از اين سخن يكه خورد و در درونش آتش گرفت . با بى اختيارى عنان اسب را باز گردانيد و سوگند ياد كرد كه جز جنگ روياروى با تيمور نكند. بدين ترتيب از نقشه جنگى ارزنده اى كه پيش از اين طرح كرده بود منصرف شده و به جمع آورى سپاه براى جنگ با دشمن غدار پرداخت .
    شاه منصور در اولين حمله شخص تيمور را هدف قرار داد و با شمشير برهنه به سوى او حمله كرد. تيمور كه جان خود را در خطر ديد، گريخت جامه اى بر سر افكنده و خود را به درون سراپرده زنان ، انداخت ، زنان به سوى شاه منصور شتافتند و گفتند: اينجا سراپرده زنان است . آنگاه انبوه لشكر را به او نشان دادند و گفتند: كسى را كه تو مى خواهى در ميان زنان است و شاه منصور به آنسوى منحرف شد.

    8 کاربر پست شاهنشاه آریا عزیز را پسندیده اند .

    AlirezA (10-09-2012),crab (08-29-2013),Light Knight (10-09-2012),Mehrafarin (01-03-2014),Shahram (12-27-2013),پویامهر (08-07-2014),حامد محمدپور (07-23-2013),شهاب فروهر (08-07-2014)

    پسندیده
    244
    مورد پسند : 862 بار در 300 پست
    بی دین بودن از تند روی بودن در دین هزاران بار نیکو تر است
    هنوز نمی دانند خدا چیست
    بنده*هایش را بی دین و با دین قلمداد میکنند.

  3. #3


    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    بیژن یورد (دیار مفخم) بجنورد
    نوشته ها
    284
    پسندیده
    244
    مورد پسند : 862 بار در 300 پست

    ویترین مدال ها

    شرافت ایرانیان



    پادشاه ایران زمین پاکور (دوم) فرزند بلاش یکم و بیست و سومین پادشاه اشکانی

    به تندی با ارتشدار خود برخورد کرد و گفت : چرا به یکی از مخالفین روم

    (نرون قیام کننده در امپراتوری روم) اجازه ورود به ایران و تیسفون

    ( پایتخت ایران زمین ) را دادید ؟

    من و رومی ها با هم پیمان بسته ایم که به مخالفین هم پناه ندهیم .

    ارتشدار گفت : اما آنها به مخالفین ما کمک می کنند .

    پاکور در حالی که برافروخته بود گفت :

    آنها پستی خویش را به نمایش می گذارند ،

    اما پیمان یک اشک (لقب پادشاهان اشکانی) نباید به ننگ کشیده شود .

    شما باید به آن فرد مخالف کشور روم ، در مرز می گفتید به جای دیگری برود .

    اما امروز مجبورم به خاطر شرافتمان این مخالف دولت روم را به کشورش برگردانم .

    ارتشدار گفت : اما امپراتوری روم به خون ما تشنه است...

    پادشاه ایران زمین گفت:
    ما ایرانی ها تشنه امنیت ، راستی و درستی هستیم

    و بر پیمانهای خویش استوار خواهیم بود .

    ما ترسی از امپراتوری روم نداریم و می توانیم همانند همیشه شکستشان دهیم

    اما این راهکار کشورداری نیست ما باید امنیت را تقویت کنیم

    نه دست اندازی و دشمنی را ...

    شاید برای ارتشدار ، سخنان پاکور امپراتور کشورمان چندان هوشیارانه نبود ،

    اما پاکور به ارزش پیمان خویش باور داشت .

    ارد بزرگ اندیشمند برجسته کشورمان می گوید :

    (برای آنکه روانت را بپروری ، ابتدا با خود یکی شو) .

    و براستی پاکور نماد چنین فرهمندی بود .

    در طی سی سال پادشاهی پاکور دوم بر امپراتوری ایران زمین

    جنگی بین ایران و روم رخ نداد

    و مردم در شادی و امنیت زیستند

    9 کاربر پست شاهنشاه آریا عزیز را پسندیده اند .

    AlirezA (10-09-2012),crab (08-29-2013),Light Knight (10-09-2012),Mehrafarin (02-25-2013),Shahram (12-27-2013),من کیستم (06-14-2014),پویامهر (08-07-2014),حامد محمدپور (07-23-2013),شهاب فروهر (08-07-2014)

    پسندیده
    244
    مورد پسند : 862 بار در 300 پست
    بی دین بودن از تند روی بودن در دین هزاران بار نیکو تر است
    هنوز نمی دانند خدا چیست
    بنده*هایش را بی دین و با دین قلمداد میکنند.

  4. #4


    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    بیژن یورد (دیار مفخم) بجنورد
    نوشته ها
    284
    پسندیده
    244
    مورد پسند : 862 بار در 300 پست

    ویترین مدال ها

    پادشاه ایران کریمخان زند

    کریمخان زند پادشاه ایران پس از شکار در نزدیکی تخت جمشید اردو زد .
    از دور عظمت تخت جمشید دیده می شد یکی از فرماندهان گفت آیا شکوه ایران زمین در تخت جمشید پایان می یابد ؟
    کریم خان پرسید : در زمان پادشاهی نادرشاه افشار کجا بودی ؟
    گفت در تمام آن دوران در روستایمان به پدرم در کشاورزی کمک می کردم .
    کریمخان خندید و گفت آن زمان همانند امروز تو از دور به پادشاه ایران زمین نادرشاه افشار نگاه می کردم و می گفتم آیا تمام شکوه ایران زمین در نادر شاه افشار پایان می یابد !؟ و امروز به تو می گویم دیگر آن بزرگی و عظمت را من در کسی و جایی ندیدم .
    این سخن وکیل الرعایا کریم خان زند که از سرداران نادرشاه افشار بود خود گویای عظمت و جوهر آن یگانه دوران ها را دارد . ارد بزرگ اندیشمند برجسته کشورمان می گوید : نادرشاه افشار توانست از خراب آبادی که دشمنان برایمان ساخته بودند کشوری باشکوه بسازد نام او همیشه برای ایرانیان آشنا و دوست داشتنی خواهد بود .
    نادر شاه افشار در جمع ارتشیان ایران می گوید : وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند

    9 کاربر پست شاهنشاه آریا عزیز را پسندیده اند .

    AlirezA (10-09-2012),crab (08-29-2013),Light Knight (10-09-2012),Mehrafarin (02-25-2013),Shahram (12-27-2013),من کیستم (06-14-2014),پویامهر (08-07-2014),حامد محمدپور (08-23-2013),شهاب فروهر (08-07-2014)

    پسندیده
    244
    مورد پسند : 862 بار در 300 پست
    بی دین بودن از تند روی بودن در دین هزاران بار نیکو تر است
    هنوز نمی دانند خدا چیست
    بنده*هایش را بی دین و با دین قلمداد میکنند.

  5. #5


    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    بیژن یورد (دیار مفخم) بجنورد
    نوشته ها
    284
    پسندیده
    244
    مورد پسند : 862 بار در 300 پست

    ویترین مدال ها

    جایگاه عذر خواهی در فرهنگ اصیل ایرانیان


    اردوان (سومین پادشاه اشکانی و فرزند تیرداد یکم) پادشاه ایران از بستر بیماری برخواسته بود با تنی چند از نزدیکان ، کاخ فرمانروایی را ترک گفت و در میان مردم قدمی می زد . به درمانگاه شهر که رسیدند اردوان گفت به دیدار پزشک خویش برویم و از او بخاطر آن همه زحمتی که کشیده قدردانی کنیم . چون وارد درمانگاه شد کودکی را دید که پایش زخمی شده و پزشک پایش را معالجه می نماید . مادر کودک که هنوز پادشاه را نشناخته بود با ناله به پزشک می گفت خدا پای فرزند پادشاه را اینچنین نماید تا دیگر این بلا را بر سر مردم نیاورد .

    پادشاه رو به زن کرده و گفت مگر فرزند پادشاه این بلا را بر سر کودکت آورده و مادر گفت آری کودکم در میانه کوچه بود که فرزند پادشاه فریاپت با اسب خویش چنین بلایی را بر سر کودکم آورد . پادشاه گفت مگر فرزند پادشاه را می شناسی ؟ و زن گفت خیر ، همسایگان او را به من معرفی کردند .. پادشاه دستور داد فریاپت را بیاورند پزشک به زن اشاره نمود که این کسی که اینجاست همان پادشاه ایران است .. زن فکر می کرد به خاطر حرفی که زده او را به جرم گستاخی با تیغ شمشیر به دو نیم می کنند . پسر پادشاه ایران را آوردند و پدر به او گفت چرا اینگونه کردی و فرزند گفت متوجه نشدم .و کودک را اصلا ندیدم . پدر گفت از این زن و کودکش عذرخواهی کن …… فرزند پادشاه رو به مادر کودک نموده عذر خواست پادشاه ایران کیسه ایی زر به مادر داده و گفت فرزندم را ببخش چون در مرام پادشاهان ایران ، زورگویی و اذیت خلق خویش نیست .
    زن با دیدن این همه فروتنی پادشاه و فریاپت به گریه افتاد و می گفت مرا به خاطر گستاخی ببخشید . و پادشاه ایران اردوان در حالی که از درمانگاه بیرون می آمد می گفت : فرزند من باید نمونه نیک رفتاری باشد

    اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : پوزش خواستن از پس اشتباه ، زیباست حتی اگر از یک کودک باشد

    8 کاربر پست شاهنشاه آریا عزیز را پسندیده اند .

    crab (08-29-2013),Mehrafarin (02-25-2013),Shahram (12-27-2013),من کیستم (06-14-2014),مرتضی حماسی (06-14-2014),پویامهر (08-07-2014),حامد محمدپور (07-23-2013),شهاب فروهر (08-07-2014)

    پسندیده
    244
    مورد پسند : 862 بار در 300 پست
    بی دین بودن از تند روی بودن در دین هزاران بار نیکو تر است
    هنوز نمی دانند خدا چیست
    بنده*هایش را بی دین و با دین قلمداد میکنند.

  6. #6


    عضو انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    محل سکونت
    بخارست و تهران .
    نوشته ها
    36
    پسندیده
    223
    مورد پسند : 106 بار در 46 پست
    درود .

    بازم از این نوشته های پندآمیز بذارید لطفاً .

    کاربر مقابل پست من کیستم عزیز را پسندیده است:

    پویامهر (08-07-2014)

    پسندیده
    223
    مورد پسند : 106 بار در 46 پست

  7. #7



    ناظم سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    1,154
    پسندیده
    2,551
    مورد پسند : 3,300 بار در 1,254 پست
    نوشته های وبلاگ
    1

    ویترین مدال ها

    تخت جمشید در زمان زندیه سالم و قابل مشاهده بوده است , پرسش اینجاست که در چه زمان و چگونه به زیر خاک رفت ?

    2 کاربر پست مرتضی حماسی عزیز را پسندیده اند .

    پویامهر (08-07-2014),شهاب فروهر (08-07-2014)

    پسندیده
    2,551
    مورد پسند : 3,300 بار در 1,254 پست
    ašnaw kirbakkar
    wāng ī-mān sūdgarīh . u-mān pāy
    az bazakkar* was-im būd hēnd awištābgar
    az rahīgīh . u-m-išān nē tāyīd
    zōr . abar-išān pušt kard
    pādufrāh . u-šān abar man dagr
    kard nizburdīh . xwadāy ardāy
    ud frasinād tāhīgar ī drōzanān


    بشنو ای کرفه گر
    بانگ استغاثه ما را ؛ ما را بپای
    از بزه گران ، چه بسیار بودند مرا ستمگر
    از کودکی ، ولی بر من نتوانستند
    غالب شوند ، آنان بر پشت
    پادافره کردند ؛ آنان بر من طولانی
    کردند تحقیر را . خداوند عادل است ،
    و بشکند شاخ و بزرگ دروغزنان را
    ( زبور پهلوی ، مزمور 128 : 6-13 )




  8. #8


    عضو انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    محل سکونت
    بخارست و تهران .
    نوشته ها
    36
    پسندیده
    223
    مورد پسند : 106 بار در 46 پست
    نوشته اصلی توسط mori_hema30 نمایش پست اصلی
    تخت جمشید در زمان زندیه سالم و قابل مشاهده بوده است , پرسش اینجاست که در چه زمان و چگونه به زیر خاک رفت ?
    درود و وقت به خیر .

    توی موضوعات انجمن ، همچین چیزی رو دیدم .

    الان نمیدونم کجاست .

    کاربر مقابل پست من کیستم عزیز را پسندیده است:

    پویامهر (08-07-2014)

    پسندیده
    223
    مورد پسند : 106 بار در 46 پست

  9. #9


    تاریخفائی
    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    نوشته ها
    3,926
    پسندیده
    3,372
    مورد پسند : 6,324 بار در 3,136 پست
    نوشته های وبلاگ
    12

    ویترین مدال ها

    اُمیت و روژوه

    "خسرو" (اشک بیست و چهارم) فرمانروای ایران پس از آنکه توسط مجلس مهستان به پادشاهی دودمان اشکانیان ایران انتخاب شد .


    شنید عده ایی از رایزنان دربار به شاهزادگان " اُمیت " و " روژوه " ، فرزندان "پاکور" پادشاه پیشین ایرانزمین نهیب می زنند که پادشاهی از آن شماست و نه عمویتان خسرو!


    هر دو برادر با این سخنان سرافکنده و سرشکسته می شدند ، بیشتر روزها در انزوا و تنها بودند .


    پادشاه ایران ماجرای این دو را شنید از این روی امیت و روژوه را فراخواند و به آنها گفت : ریش سفیدان و خردمندان ایران مرا به فرمانروایی برگزیده اند اما باز هم برای من ارزش برادرم پاکور که اکنون در بین ما نیست و شما فرزندان او، بسیار مهمتر از این عنوان است . حال اگر هر دو شما به این نتیجه رسیده اید که بهتر است من در این موقعیت نباشم نامه ایی برای مجلس مهستان می نویسم و از آنها خواهم خواست این عنوان را به کس دیگری بدهند ، شاید انتخاب آنها شما باشید .


    فرمانروا ، پسران پادشاه پیشین را تنها گذاشت تا فکر کنند . وقتی برگشت دید در مقابل تخت پادشاهی دو تاج شاهزادگی پسران پاکور است و این بدان معنا بود که آنها به شرایط جدید تن داده و نظر مجلس مهستان را پذیرفته اند و دیگر سهمی از قدرت برای خود قائل نیستند .


    پاکور دستور داد تاج ها را به آنها برگردانند و از آنها خواست در کشورداری تنهایش نگذارند . و به آنها گفت قوی باشند و به سخن بدخواهان توجه نکنند و خود باشند یک اشکانی نجیب زاده ، اندیشمند کشورمان حکیم ارد بزرگ می گوید : آدم خودساخته ، بازیچه بادهایی که به هر سو روانند نمی گردد .

    و اینچنین بود که در طی 19 سال پادشاهی خسرو پادشاه اشکانی ، این دو برادر یاور او و افسرانی شجاع برای کشورمان ایران بودند .


    دو نام "امیت" و "روژوه" که ریشه از زبان پهلوی باستان دارند امروز "امید" و "روزبه" خوانده می شوند .

    2 کاربر پست پویامهر عزیز را پسندیده اند .

    Shahram (08-07-2014),شهاب فروهر (08-07-2014)

    پسندیده
    3,372
    مورد پسند : 6,324 بار در 3,136 پست



    دانا بايد از دانش خويش نادان را آگاه سازد، نشايد بيش از اين نادان گمراه بماند.
    ( يسنا – هات 31 بند 17 )

  10. #10


    تاریخفائی
    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    نوشته ها
    3,926
    پسندیده
    3,372
    مورد پسند : 6,324 بار در 3,136 پست
    نوشته های وبلاگ
    12

    ویترین مدال ها


    داستان تاریخی اعدام بابک خرمدین


    روز قبل از اعدام،خلیفه با بزرگان دربارش مشورت کرد که چگونه بابک را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند وی را ببینند.

    بنا بر نظر یکی از درباریان قرار برآن شد که وی را سوار بر پیلی کرده در شهر بگردانند.

    پیل را با حنا رنگ کردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابک را در رختی زنانه و بسیارزننده و تحقیرکننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند.

    پس ازآن مراسم اعدام بابک با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سکوی مخصوصی که برای این کار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد.

    برای آنکه همهی مردم بشنوند ....
    که اکنون دژخیم به بابک نزدیک میشود و دقایقی دیگر بابک اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اکناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند .
    ابن الجوزی مینویسد که وقتی بابک را برای اعدام بردند خلیفه درکنارش نشست و به او گفت: تو که اینهمه استواری نشان میدادی اکنون خواهیم دید که طاقتت دربرابر مرگ چند است!

    بابک گفت: خواهید دید.

    چون یک دست بابک را به شمشیر زدند، بابک با خونی که از بازویش فوران میکرد صورتش را رنگین کرد. خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین کردی؟ بابک گفت: وقتی دستهایم را قطع کنند خونهای بدنم خارج میشود و چهرهام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است.. چهرهام را خونین کردم تا زردیش دیده نشود .

    به این ترتیب دستها و پاهای بابک را بریدند . چون بابک برزمین درغلتید، خلیفه دستور داد شکمش را بدرد... پس از ساعاتی که این حالت بربابک گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا کند.
    پس ازآن چوبهی داری در میدان شهر سامرا افراشتند و لاشهی بابک را بردار زدند، و سرش را خلیفه به خراسان فرستاد .


    آخرین گفتار بابک چنین بوده است :
    تو ای معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود ..

    تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت !

    این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد .

    من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند .

    اما تو ای افشین . . . در انتظار
    و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود :
    " پاینده ایران "

    روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ 2 صفر سال 223 هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای ایرانیان بسیار مهم دانسته است اعدام بابک چنان واقعهی مهمی تلقی شد که محل اعدامش تا چند قرن دیگر بنام خشبهی بابک یعنی چوبهی دار بابک در شهرِ سامرا که در زمان اعدام بابک پایتخت دولت عباسی بود شهرت همگانی داشت و یکی از نقاط مهم و دیدنی شهر تلقی میشد

    برادر بابک یعنی آذین را نیز خلیفه به بغداد فرستاد و به نایبش در بغداد دستور نوشت که اورا مثل بابک اعدام کند.

    طبری مینویسد که وقتی دژخیمْ دستها و پاهای برادر بابک را میبُرید، او نه واکنشی از خودش بروز میداد و نه فریادی برمیآورد. جسد این مرد را نیز در بغداد بردار کردند.


    معتصم خلیفه عباسی، چنانکه نظام الملک در سیاست نامه خود می نویسد به شکرانه آنکه سه سردار مبارز ایرانی، بابک ، مازیار وافشین رو که هر سه آنها به حیله اسیر شده بودند به دار آویخته بود،مجلس ضیافتی ترتیب داده بود که در طول آن 3 بار پیاپی مجلس را ترک گفت و هربار ساعتی بعد برمی گشت.

    در بار سوم در پاسخ حاضران که جویای علت این غیبت ها شده بودند فاش کرد که در هر بار به یکی از دختران پدر کشته این سه سردار تجاوز کرده است، و حاضران با او از این بابت به نماز ایستادند و خداوند را شکر گفتند.



    (تولدی دیگر-شجاع الدین شفا).

    2 کاربر پست پویامهر عزیز را پسندیده اند .

    Shahram (08-07-2014),شهاب فروهر (08-07-2014)

    پسندیده
    3,372
    مورد پسند : 6,324 بار در 3,136 پست



    دانا بايد از دانش خويش نادان را آگاه سازد، نشايد بيش از اين نادان گمراه بماند.
    ( يسنا – هات 31 بند 17 )

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

تارنمای تاریخ فا با هدف ارتقاء سطح دانش و فرهنگ ایرانیان و خدمت رسانی به هم میهنان گرامی در 4 شهریور 1391 ایجاد گردیده است. از لحظه تولد تاکنون تاریخ فا همواره سعی در بکارگیری شیوه های مدیریتی جدید و خدمات نوین داشته است . تاریخ فا مفتخر است که شما دوستان عزیز را به همراه دارد.
آمار سایت:

ابزار ها
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید: