نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5

موضوع: تأمل در آفرینش در متنی هرمسی

  1. Top | #1
    تأمل در آفرینش در متنی هرمسی
    تأمل در آفرینش در متنی هرمسی



    عنوان کاربر
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    1820
    نوشته ها
    3,350
    پسندیده
    8,984
    مورد پسند : 7,894 بار در 3,000 پست
    نوشته های وبلاگ
    14

    ویترین مدال ها

    تأمل در آفرینش در متنی هرمسی

    تأمل در آفرینش






    در این فصل هرمس به ما می آموزد که چگونه خدا را از طریق
    تأمل در آفرینش وی بنگریم .



    هنگامی که با چشم مادّی خویش بر جهان می نگریم ، خدا جایی نیست که دیده شود . ولی اگر با افکار خود بنگریم ، با درک روحانی خود می بینیم که ناگهان خداوند همه جا وجود دارد . در این مقامِ جذبه هرچه می بینیم و لمس می کنیم ، بخشی از خداست که درک می شود و ما می فهمیم که کلّ مقصد خداوند در آفرینش جهان چنان بوده است که با نگاه به آن بتوانیم خدا ببینیم .


    کیهان جسم اوست و ما می توانیم با تأمّل در نظم و زیبایی فوق العادۀ آن او را بشناسیم . هرمس از ما می خواهد گردش مدام ستارگان را در آسمان شب نظاره کنیم ؛ قوانین سرشت را که وی آنها را ضرورت می نامد ؛ نیکی هرچیزی را که روی داده یا روی خواهد داد . آیا این همه می توانست بی عقل اعلی که چنین نظمی شگرفی پدید آورد ، چنین کامل بوده باشد ؟ آیا این همه می توانست از سر تصادف روی دهد ؟
    هرمس اعجاز تولّد خود ما را یادآور می شود . ما را که در رحم آورد ؟ چه کسی با این کمال ، تک تک اعضای بدن ما را ماهرانه ایجاد کرده است ؟ مجسمّه ها و تصویرهای بدیع حاصل نمی آیند ، مگر پیکرتراشی شوند و رنگ گیرند . یقیناً یک اثر هنری چنین شگرفی بسی زیباتر و کامل تر از تصویرهای مادّی و فانی است که می بایست اثر آفریدگاری جلیل باشند . نگاه دنیای مدرن این است که ما مخلوق طبیعت ایم . هرمس با چنین مطلبی مخالف نیست ؛ او به سادگی می پرسد « این قوانین صادر از کیست ؟ »


    او می کوشد ما را به نوعی حسّ کودکانۀ در مواجهه اعجاز زندگی رجوع دهد . دنیا سراسر معجزه است و با این وصف آن را برای اطمینان در نظر می آریم . اگر لحظه ای بر آن تأمل کنیم ، مشهود می گردد که ما محاط در اسرار عظیمی می باشیم . جهان اثر هنری سترگی است که به وسیلۀ هنرمندی ناشناس تدوین شده است . حیرت متواضعانه شرط لازم برای حصول به معرفت الله است .


    تأمل در آفرینش


    از آتوم بخواهید تا پرتوی از اشراق اش را
    بر هوشیاری شما بیافکند ،
    به شما توانایی دهد
    تا در وجود اعلای او
    غرق در اندیشه شوید .
    زیرا نامرئی را
    می توان با اندیشه هایی دید
    که خود نامرئی اند .
    اگر نمی توانید افکار را ببینید
    چگونه توقّع دارید آتوم را ببینید ؟
    با این حال با عقل خویش بنگرید
    و او بر شما آشکار خواهد شد ،
    خود را بی درنگ متجلّی می کند
    در سرتاسر جهان ،
    چنان که شما تصویر وی را با چشم خویش می بینید
    و آن را با دو دست خویش محفوظ می دارید .
    گمان می برید آتوم نادیدنی است ؟
    چنین مگویید !
    چیزی دیدنی تر از آتوم نیست
    او همۀ اشیاء را چنان آفریده است تا از طریقشان
    بتوانید وی را بنگرید .
    این است قلب اعظم آتوم –
    که خود را در هر چیز متجلّی می نماید .
    هرچیز می تواند شناخته شود ،
    از جمله موجودات غیر مادّی .
    همانند عقل که با تفکّر معلوم می گردد
    به همین نحو ، آتوم خلقتش شناخته می شود .
    آتوم آفرینندۀ فراگیر از راه کلّیت است ،
    هرچیزی را به قالب واقعیت درمی آورد .
    آفرینش مرئی است ،
    پس می توانیم خالق را بنگریم ،
    و این منظور آفرینش اوست .
    و از آنجا که او همیشه در حال آفرینش است
    می توان همیشه او را دید .
    پس باید بیاندیشیم و حیرت کنیم ،
    و دریابیم که به معرفت پدر خویش نایل شده ایم .
    برای شناخت وجود آتوم ،
    در اندیشه در او تأمّل ورز .
    برای آن که با چشم خویش بنگری
    بر نظم بی نقص کیهان نظاره کن ؛
    بر آن ضرورتی که حاکم است
    بر هر چیزی که تو درمی یابی ؛
    نیکیِ همۀ بوده ها و بود شونده هاست .
    بنگر مادّه را که از حیات سرشار است ،
    و آتوم را ببین
    که در هر وجود خود می تپد .
    در کیهان تأمل کن
    که جسم قدیم اوست ،
    که همیشه تازه و بدیع می نماید .
    ستارگان را بنگر که جاودانه در گردش اند .
    آتش روحانی آسمان ها را بنگر
    که به لطف خورشید نور می گیرند
    و نیکی را بر فراز جهان می تابند .
    ماهِ مدام متغیّر را بنگر
    که بر زایش و رشد و زوال حکم می راند .
    بنگر صور فلکی دبّ اکبر و اصغر را
    که هرگز فراز و نشیبی ندارد
    و هماره در نقطه ای ثابت می ماند –
    گویی محوری است که به گردش
    دایرۀ منطقة البروج می چرخد .
    ستارگان دنباله دار را بنگر
    که « ستارگان پیشگو » نام دارند
    هنگامی که جهان در انتظار تقدیر آتی خود باشد
    این ها چند روزی معدود ظهور می کنند ،
    از منزلگاه نامرئی خویش
    در زیر مدار خورشید می چرخند .
    کیست که چنین نظمی بی نقص را حفظ می کند ؟
    خورشید خدای اعظم در آسمان است –
    چونان پادشاهی که جملگی احترامش کنند .
    با این وصف ، این خدای توانا بسی فروتنی کند
    به ستارگان کوچکتری که بر گرد او می چرخند .
    کیست که با چنین حرمتی اطاعتش می کند ؟
    هر ستاره ای در محور معلوم خویش در فضا می چرخد .
    چرا همۀ ستارگان به همین راه نمی روند ؟
    کیست که برای هر یک ، مکانی خاصّ خویش معلوم کرده است ؟
    دب در اطراف خود می چرخد
    و در اطرافش همۀ کیهان می گردد .
    کیست که این وظیفه را برای او مقرر داشته است ؟
    کیست که زمین را ثابت کرده است
    و دریا را در دلش با سواحلش محبوس ساخته است ؟
    بی شک صانعی این همه را باید .
    این همه نمی توانست از سر تصادف پدید آید .
    هر نظمی را ناظمی و آفریننده ای شاید .
    تنها چیزی که نمی توان به حساب آورد
    همانا تصادف است .
    با این همه حتی بی نظمی خود به دست رب است
    که نظم را بر آن حاکم می نماید .
    اگر تنها می شد که بال هایی درآید
    و به سوی آسمان ها اوج می گرفتی –
    تا میان زمین و آسمان معلّق مانی ،
    می دیدی زمین سفت و محکم را ،
    رودهای در جریان را ، هوای سرگردان را ،
    آتش نافذ و ستارگان در گردش را
    افلاک فراگیر را .
    چه سروری در نگریستن به این همه هست
    تنها با یک سائقه همه به دنیا آمدند –
    پی بردن به متحرّکِ نامتحرّک
    در هر چیز متحرّک حرکت دارد .
    او که در نهان است ،
    در همه چیز عیان است .
    لختی درنگ نما ،
    چه سان در رحم پدید آمدی .
    به آن استاد ماهر فکر کن
    و در پی صانع باش ،
    کیست که چنین تصویر خداگونۀ زیبایی ساخته است ؟
    کیست که حلقۀ دور چشمانت را طرح افکنده است ؟
    کیست که سوراخ های بینی و گوش و دهان
    برای تو تعبیه کرده است ؟
    کیست که عضلات تو را محکم کرده
    و آنها را به هم چسبانده است ؟
    کیست که استخوان های تو را ساخته است
    و گوشت تو را با پوست پوشانده است ؟
    کیست که انگشتان تو را از هم جدا کرده است
    و پاهایت را استوار نموده است ؟
    کیست که به قلب تو شکل داده است
    و شش هایت را مجوّف ساخته است ؟
    زیبایی تو را چه کسی آشکار ساخته است
    و امعاء و احشاء تو را در بطنت جای داده است ؟
    چه مهارت ها در تو به کار برده است ،
    چه هنرها پدید آورده است ،
    در خلق یک انسان ؟
    مجسّمه ها و نقاشی ها به خود ساخته نمی شوند
    بی مجسّمه ساز و نقّاش !
    پس آیا چنین اثر بی همتایی آفریدگاری ندارد ؟



    آبشخور :


    هرمتیکا ، حکمت مفقود ی فرعونیان / تیموتی فرک و پیتر گندی ؛ ترجمه ی فریدالدین رادمهر ، تهران : نشر مرکز ، 1389 ، صص 83-88 .
  2. 3 کاربر پست ترتولیان عزیز را پسندیده اند .

    Actinium (02-01-2017),mmns2001 (02-01-2017),ایرانمهر (02-13-2016)

  3. امضای ایشان


پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #2
    تأمل در آفرینش در متنی هرمسی



    عنوان کاربر
    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    267
    نوشته ها
    1,150
    پسندیده
    2,822
    مورد پسند : 2,938 بار در 1,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    1

    ویترین مدال ها

    آدم باز هم که نگاه به این متون میکند بیش از پیش یه شباهتش به سنت های اسلامی پی می برد. این متن بخصوص بخش پایانی آن چقدر شبیه ادعیه اسلامی است. اگر ترجمۀ دعای عرفه را مطالعه کنید می بینید که برهان موجود در این متن هرمسی تا چه حد شبیه برهان خداشناسی موجود در این دعاست که با برشماردن شگفتی ها و ساختارهای جهان طبیعت و آفرینش خاص بدن انسان، در پی اثبات وجود ناظمی در پس انها بر می آید.
    ...

    اما اگر بخواهیم در پیِ نقد چنین برهانی بر بیاییم زیاد می شود سخن گفت اما در همین حد می شود بیان کرد که در هر حال کنار تمام این نظم موجود، بی نظم های زیادی هم در هستی هست که هز گاهی در زندگی انسان ها فاجعه ای را رقم می زند؛ بی نظمی هایی که هیچ کدامشان حاصل قصور و تقصیر انسانی نیست. بیماری هایی که امروز البته بارِ خیلی از آنها از دوش بشر سبک شده و کرات و سیارات خشک و بی آب و علفی که در برابر نظم زمین یک چیز هرز و بیهوده می نمایند.

    شاید تمام این استدلال و مشابه آن را نوعی سرور و شادی و وجد بشری از اقبال خوش انسان روی زمین باید دانست؛ یعنی ما از هستی و اقبال خودمان روی زمین شادمان هستیم و به تبع این شادی، حس سپاسگزاری در ما جریان پیدا میکند و در نهایت این حس به یک معرفت بیشتر احساسی تا عقلی می انجامد که خالقی در پسِ این جهان هست که چیزی بی نقص خلق کرده.
  • 2 کاربر پست Actinium عزیز را پسندیده اند .

    mmns2001 (02-01-2017),ترتولیان (02-01-2017)

  • امضای ایشان





    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #3
    تأمل در آفرینش در متنی هرمسی
    تأمل در آفرینش در متنی هرمسی



    عنوان کاربر
    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    50
    نوشته ها
    511
    پسندیده
    1,099
    مورد پسند : 1,293 بار در 475 پست

    ویترین مدال ها

    تاریخ این متن مربوط به چه دوره ای هست؟
  • کاربر مقابل پست mmns2001 عزیز را پسندیده است:

    ترتولیان (02-01-2017)

  • امضای ایشان
    ایدولوژی که بنیانش با دروغ گذاشته شده پیروانش به دروغ تمایل خواهند داشت و حاصل ان پس از مدتی نشر

    دروغگویی و پنهان شدن حقایق در جامعه خواهد بود.


    ایدولوژی که ترقیب به خشونت کند پیروانش تمایل به خشونت خواهند داشت

    تعالیم اشتباه گذشتگان باعث مشکلات ایندگان میشود.

    پس بیاییم حقایق امور را باز شناسیم و راستی و درستی را نشر دهیم تا ایندگان ما درگیر مشکلات امروزی ما نباشند
    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #4
    تأمل در آفرینش در متنی هرمسی
    تأمل در آفرینش در متنی هرمسی



    عنوان کاربر
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    1820
    نوشته ها
    3,350
    پسندیده
    8,984
    مورد پسند : 7,894 بار در 3,000 پست
    نوشته های وبلاگ
    14

    ویترین مدال ها

    نقل قول نوشته اصلی توسط Actinium نمایش پست ها
    آدم باز هم که نگاه به این متون میکند بیش از پیش یه شباهتش به سنت های اسلامی پی می برد. این متن بخصوص بخش پایانی آن چقدر شبیه ادعیه اسلامی است. اگر ترجمۀ دعای عرفه را مطالعه کنید می بینید که برهان موجود در این متن هرمسی تا چه حد شبیه برهان خداشناسی موجود در این دعاست که با برشماردن شگفتی ها و ساختارهای جهان طبیعت و آفرینش خاص بدن انسان، در پی اثبات وجود ناظمی در پس انها بر می آید.
    ...

    اما اگر بخواهیم در پیِ نقد چنین برهانی بر بیاییم زیاد می شود سخن گفت اما در همین حد می شود بیان کرد که در هر حال کنار تمام این نظم موجود، بی نظم های زیادی هم در هستی هست که هز گاهی در زندگی انسان ها فاجعه ای را رقم می زند؛ بی نظمی هایی که هیچ کدامشان حاصل قصور و تقصیر انسانی نیست. بیماری هایی که امروز البته بارِ خیلی از آنها از دوش بشر سبک شده و کرات و سیارات خشک و بی آب و علفی که در برابر نظم زمین یک چیز هرز و بیهوده می نمایند.

    شاید تمام این استدلال و مشابه آن را نوعی سرور و شادی و وجد بشری از اقبال خوش انسان روی زمین باید دانست؛ یعنی ما از هستی و اقبال خودمان روی زمین شادمان هستیم و به تبع این شادی، حس سپاسگزاری در ما جریان پیدا میکند و در نهایت این حس به یک معرفت بیشتر احساسی تا عقلی می انجامد که خالقی در پسِ این جهان هست که چیزی بی نقص خلق کرده.
    بله اکتین عزیزم ، نوشته های هرمسی درباب آفرینش و کیهان ؛ نخستین و اولین نوشتجاتی است که در آن به برهان علیت و نظم آفرینش اشاره شده و البته به آن ، نقدهایی هم شده است و همچنین ، به خود آن نقد هم ؛ پیروان نگرش علیت ؛ پاسخ هایی داده اند که شما خودت بهتر واقفید .
  • 2 کاربر پست ترتولیان عزیز را پسندیده اند .

    Actinium (02-02-2017),mmns2001 (02-01-2017)

  • امضای ایشان


    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #5
    تأمل در آفرینش در متنی هرمسی



    عنوان کاربر
    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    267
    نوشته ها
    1,150
    پسندیده
    2,822
    مورد پسند : 2,938 بار در 1,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    1

    ویترین مدال ها

    نقل قول نوشته اصلی توسط mmns2001 نمایش پست ها
    تاریخ این متن مربوط به چه دوره ای هست؟
    سلام. در این تایپک تاریچۀ مختصری از این جریان تاریخی بیان شده:

    http://forum.tarikhfa.com/thread4651.html

    نقل قول نوشته اصلی توسط ترتولیان نمایش پست ها
    بله اکتین عزیزم ، نوشته های هرمسی درباب آفرینش و کیهان ؛ نخستین و اولین نوشتجاتی است که در آن به برهان علیت و نظم آفرینش اشاره شده و البته به آن ، نقدهایی هم شده است و همچنین ، به خود آن نقد هم ؛ پیروان نگرش علیت ؛ پاسخ هایی داده اند که شما خودت بهتر واقفید .
    دو جور پاسخ رو تا حالا در این باره شخصاً شنیده ام به نقد خودم:

    اول اینکه ذات جهان مادی دارای محدودیت است و شرّ لازمه و ذات آن است. از همین رو خیر بیشتر ارزش شر کمتر رو داشته و از همین رو چون ذات جهان خیر است، وجود شر کمتر ان اشکالی ندارد.

    مورد دوم فلسفه آزمایش و امتحان بوده. یعنی زندگی دنیا محل آزمایش است و ذات زندگی بدون امتحان و آزمایش بی معنا می شود.

    اما چیزی که هست هیچ کدام از موارد بالا با توجه به تعریف "خدای شخصیِ خودآگاه" که منبع تمام خوبی ها و خیرها است ناموجّه می نماید. شاید در مقام حرف برای منِ نگارنده گفتنش آسان باشد، اما جهان واقعاً دست خوش بدی ها و فتنه ها و نقص هایی است که گاه رو به رو شدن با انها فقط یک روح حیوانی را می تواند بی تفاوت و دلخوش به نظم و خیر بودن آن همچنان نگاه دارد. اما خوشبختانه اکثرا آدم ها هرگز به عمق شرور این جهان پی نمی برند چون با آن رو به رویی واقعی ندارند.
  • 2 کاربر پست Actinium عزیز را پسندیده اند .

    mojtaba79 (03-15-2017),ترتولیان (02-03-2017)

  • امضای ایشان





    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  
    © تمامی حقوق برای تاریخ فا محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد