صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 13

موضوع: مانی پیامبر و کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی

  1. Top | #1
    مانی پیامبر و کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی
    مانی پیامبر و کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی



    عنوان کاربر
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    1820
    نوشته ها
    3,350
    پسندیده
    8,984
    مورد پسند : 7,894 بار در 3,000 پست
    نوشته های وبلاگ
    14

    ویترین مدال ها

    مانی پیامبر و کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی

    مانی پیامبر ؛ کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی ؛ آموزش و نگارش ؛ اوج قدرت کرتیر





    آبشخور :



    زردشتیان : باورها و آداب دینی آنها / مری بویس ؛ ترجمۀ عسکر بهرامی . – تهران : ققنوس ، 1381 ، رویه های 141 – 147 .




    مانی پیامبر






    از این دین های بیگانه ، مانویت با برآمدن ساسانیان برخاسته و شرش را در شخصِ مانی پیامبر ، به دربار ایران آورده بود . وی ایرانی و از نسل نژادگان پارتی بود که پدرش به جماعتی تارک دنیا ( احتمالاً پیروان الخزای ) در بابل پیوسته ، و مانی در آنجا با زبان سامی رشد یافته بود . مانی با رسیدن به بزرگسالی احساس کرد باید دین خود را که دین التقاطی و دارای برخی عناصر زردشتی بود ، تبلیغ کند . وی هر چند در جوانی احتمالاً هیچ تماس مستقیمی با کیش زردشتی نداشت ، ولی برخی اصول عقاید بنیادین آن را از رهگذرِ سنت های یهودی و مسیحی و گنوسی دریافته بود . از این روی وی به خدا و شیطان ، بهشت و دوزخ و سه زمان ، و داوریِ شخصی پس از مرگ ، شکست نهاییِ بدی ، داوری فرجامین و زندگی سرمدی برای اهل بهشت در حضور بهشتیان ، اعتقاد داشت . با این حال آموزه های وی دربارۀ این جهان ، بی اندازه بدبینانه بودند ؛ چه ، وی آن را تقریباً به کلی اهریمنی می دانست و معتقد بود که بهترین راه برای فرد آن است که تا جای ممکن از جهان کناره جوید ، زندگی آرام و ریاضت کشانه ای پیش گیرد و مجرد بمیرد ، تا آن که روانش بتواند به بهشت رود و نقشی در ادامه یافتن سیه روزی حیات آدمی بر روی زمین نداشته باشد . از این رو آموزه های مانی در تقابلِ بنیادین با آموزه های سازنده و عملیِ کیش زردشتی قرار داشتند . با این همه وی برای این دینِ قدیم تر ( دین پادشاهان بزرگ اشکانی که وی در دوران حکومت آنان به دنیا آمده بود و نیز دین ساسانیان ) احترام قائل بود .





    وی اعتقاد داشت که این دین نیز و نیز مسیحیت و کیش بودائی ، همه در اصل ، دین های راستین بودند که کژفهمی پیروانشان آن ها را به تحریف کشانده ، و وی نیز برای اصلاحِ آن ها فرستاده شده است . از این رو برای تبلیغ در پارس به راحتی دینش را در لفاظی زردشتی ارائه کرد و حتی نام بسیاری از مینوان ایزدکدۀ خویش را به نام ایزدان زردشتی ترجمه کرد . با این اقدام خشم بسیاری از روحانیان زردشتی ، که انگ « زندیگ » ( آنان که متون مقدس را تفسیر به رأی می کنند ) یا بدعتگذار به مانویان می زدند ، برانگیخته شد .





    با این همه مانی از سوی شاپور اول مهربانانه پذیرفته شد ، سالیان دراز در دربار وی به سر برد و طی سلطنت طولانی شاپور ( از 240 – 272 م. ) از غضب کردیر در امان بود . وی در همان آغاز ، چکیده ای از آموزه هایش را برای شاه به فارسی میانه برگرداند . قطعاتی از این کتاب موسوم به شاپورگان و دیگر نوشته های مانوی ایرانی ، طی سدۀ بیستم از ویرانه های دیرهای مانوی مدفون در شن های ترکستان چین یافت شده اند .





    کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی





    این نوشته ها نشان می دهند که مانویان نام خدای برتر را در فارسی میانه به زروان برگرداندند و پسر وی ، یعنی نخستین انسان از نظر مانویان ، اهرمزد نام گرفت . این نخستین مورد از شواهدی مربوط به آن زمان است که نشان می دهند ساسانیان ، زروانی ( شاید در این مورد هم به تأسی از پادشاهان متأخر هخامنشی ) بودند . بعدها مانی مبلغانی به پارت در شمال شرقی فرستاد . آنان ، مطابق انتظار ، نوشته های وی را به پارتی برگرداندند و برای ایزدان مانوی ، نام های مورد قبول زردشتیان آن ناحیه را برگزیدند . این نکته شایان توجه است که آنان از نام زروان هیچ استفاده ای نکردند ، بلکه نام خدای برتر مانی را صرفاً به « پدرِ بزرگی » برگرداندند . از رهگذرِ منابع بودایی می توان دریافت که کیش زروانی ( احتمالاً به وسیلۀ سپاهیانِ هخامنشی ) به میان سغدیان اقصای شمال شرق راه یافته بود ، ولی پارتیان ظاهراً در برابرِ این بدعت مقاومت کرده بودند . بسیار محتمل است که نکتۀ اصلی تفاوت میان الهیات پارتی و پارسی ( تفاوتی که ظاهراً باقی مانده ) ، علیرغم کوشش های جامعۀ روحانیت ساسانی ، همین موضوع بوده است ؛ چه ، یک نویسندۀ ارمنی سدۀ پنجمی به یک روحانی زردشتی اشاره می کند که رئیس مدارس دینی پارسی و پارتی بوده است . خود کردیر که دست کم در دوران چهار پادشاه رهبر دینی را بر عهده داشت هم می بایستی همچون روحانیان بلندپایۀ پارسیِ پس از وی ، زروانی بوده باشد ؛ وگرنه آن هماهنگی چشمگیری که در روزگار ساسانی میان فرمانروایان و روحانیانِ پارسی حکمفرما بود ، نمی توانست وجود داشته باشد ؛ ولی وی فریب مانی را در مورد اقتباس هایش از کیش زروانی نخورد .





    آموزش و نگارش





    می توان دانست که خود شاپور تا چه حد فریب مانویت در لفاظۀ کیش زردشتی اصلاح شده را خورد ، ولی دینکرد کنجکاوی شدید این پادشاه در مسائل اندیشگی و دینی را که با هواداری سرسختانه اش از دین مزدیسنایی آمیخته بود ، نشان می دهد . عبارت مورد نظر چنین است :





    « شاپور شاهنشاه ، پسر اردشیر ، کتاب هایی از دین ( اوستا ) دربارۀ پزشکی ، اختربینی ، حرکت ، زمان ، جای ، جوهر ، آفرینش ، تکوین ، تباهی ، دگرگونی ، بلاغت ، و دیگر فنون و ابزار را که [ به دست اسکندر ] در هندوستان و روم و دیگر سرزمین ها پراکنده شده بود ، گرد آورد و به اوستا افزود و فرمان داد نسخۀ کاملی از آنها در گنج شپیگان نهند و امکان آوردن همۀ نظام های فکری را در مسیر دین مزدیسنایی ، بیازمود » .

    دینکردِ مدن ، ص 412 ، س 17 ، ص 413 ، س 2 ؛ Zaehner , Zurvan , 8





    اوستایی که این نوشته های بیگانه بدان افزوده شد ( معنای دقیق این فعل در زبان پهلوی ابهام دارد ) عمدتاً زند ، یعنی ترجمۀ فارسی میانه ، همراه با تعلیقات و تفاسیر آن است . نوشته های پهلوی و کتاب های عربی و فارسی نشان می دهند که در حقیقت ، علوم بیگانه از همین طریق به درون سنت دینی نفوذ کرده بودند ، به طوری که برای مثال ، آموزۀ باستانی هفت آفرینش ، گاه با نظریۀ امپدوکلسی چهار عنصر ( خاک ، هوا ، آتش و آب ) ترکیب می شد و آموزه های هیپوکریتی و هندی ، با نظریات پزشکی سنتی ایران همراه می گشت . چنین دخل و تصرفاتی مربوط به کتاب ها بود ؛ و بدین ترتیب روحانیان زردشتی ، پیوسته و هر چه بیشتر به همراه کردنِ نگارش با مقاصد دینی و مدرسی ، و نه صرفاً اهداف عملی ، عادت کردند .




    این که آیا از خود زند چیزی در دورۀ پارتی نوشته شده ، موضوعی است ناشناخته ؛ ولی محتمل است که تبلیغ دینی ، نخست به وسیلۀ مسیحیان و سپس به دست مانویان ( که تأکید بسیاری بر اهمیت کلام مکتوب برای حفظ حقیقت داشتند ) روحانیان زردشتی را واداشته بوده باشد تا کوشش هایی جدی برای نگارش متون مقدسشان ، معمول دارند . با این حال این مسئله که چگونه این کار را به طرزی شایستۀ برای اوستا انجام دهند ، حل نشد مگر در زمان های بعد .




    اوج قدرت کردیر





    پس از شاپور ، پسرش هرمزد اول ( حکـ 272 – 273 م. ) به جایش نشست . وی از جمله کسانی بود که یک آتش به نام را وقف او کرده بود . هرمزد ، چنان که کردیر ( کتیبۀ سرمشهد ، سطرهای 9 – 11 ) می گوید ، قدرت روحانی او را افزود و عنوان تازۀ « موبدِ اُهرمزد » را به وی اعطا کرد . به نظر می رسد این کار برای تثبیت مجدد برتری عناوین روحانیت غرب بر روحانیت شرق بوده است . پس از این واقعه عنوان هیربد گویا که مرتبۀ آن اندکی پایین تر از موبد بوده است ، با این حال این موضوع چندان روشن هم نیست . ظاهراً طی دورۀ سلطنت کوتاه هرمزد بود که کردیر روزهای مقدس قدیم و جدید را در جشن های واحدِ طولانی مدت ترتیب داد . این اقدام بایستی در کاهش مرارت و آشفتگی ( دست کم برای مردم عادی ) ناشی از اصلاح گاهشماری ، مؤثر بوده باشد . پس از هرمزد ، برادرش بهرام اول ( حکـ 273 – 276 م. ) به جایش نشست و در دورۀ حکومت وی بود که کردیر با تسلط بر بهرام ، وی را به محاکمه و اعدام مانی واداشت . یک قطعۀ پارتی مانوی که نقش کردیر در این کار را بیان می کند ، به درستی وی را « کردیر مَغْبِد » می نامد .




    پس از بهرام اول ، پسر جوانِ همنامش ، بهرام دوم ( حکـ 276 – 293 م. ) جانشینش شد که برخی تصور می کنند وی به کمک کردیر به تخت نشست ، و در دوران حکومت وی بود که کردیر به اوج اعتبار و قدرتِ خویش رسید . وی لقب افتخاری « کردیرِ منجی روان بهرام » ( کردیرِ بُخت رُوان وَهرام ) را به دست آورد و « موبد و قاضی القضات شاهنشاهی » شد . وی همچنین بر مسند ریاست آتش های اناهید اردشیر و اناهید بانوی استخر قرار گرفت که گفته می شود ریاست بر پرستشگاه اخیر شغل موروثی خود ساسانیان بوده است . ( پیشینۀ آتش موسوم به اناهید اردشیر مبهم است . ) به روزگار بهرام بود که کردیر برخوردش با کافران را ثبت کرد . وی ( کتیبۀ سرمشهد ، سطرهای 42-43 ) همچنین می گوید که آن دسته از از روحانیان زردشتی را که لازم بود کیفر داد و توبیخ کرد ، ولی « دین مزدیسنایی و موبدان نیک را در این سرزمین تمجید و تکریم کرد » . وی ( همان ، سطر 45 ) مدعی است : « و بسیاری مردمان که کافر بودند ، ایمان آوردند ؛ و بسیار کسان که آموزۀ دیوان را باور داشتند و به واسطۀ من ، از آن آموزه دست کشیدند » . به نظر می رسد در حقیقت ، در نواحی دوردست خاصی ( به ویژه بخش های کوهستانی سغد ) تا روزگار فتح آن نواحی به دست مسلمانان ، دیویسنی همچنان برقرار بوده است . از این رو حق نیست از این اظهارات استنباط شود که اشکانیان نسبت به کافران ، برخلاف انتظار ، اهل تسامح بودند یا این که ساسانیانِ نخستین موفق شدند به یکباره اصطبل اوژین را پاک کنند . * ایران کشوری چندان پهناور و گشوده به روی بسیاری از جریان های اعتقادی بود که دین حکومتی هرگز به از بین بردن همۀ عقاید دیگر موفق نمی شد .




    کردیر تا این مرحله از فعالیت طولانی اش ، طبیعتاً توانگر شده بود . خود وی اظهار می دارد که آتش های بهرامِ بسیاری را به خرج خویش بنیاد نهاده و سالانه به برگزاری چندین مراسم « پرستش ایزدان » ( کتیبۀ سرمشهد ، سطرهای 47 – 48 ) امر کرده است و گویا در این مرحله از زندگانی اش بود که کتیبه هایش را نقر کرد . وی در کنار کتیبۀ سرمشهد نقش برجسته ای ساخته بود که در آن بهرام دوم با حالتی قهرمانانه شیری غُران را با شمشیر از پای درمی آورد . پشت سرِ وی ، در آن سوی نیام خالی شمشیر ، تصویر زنی هست که گمان می رود ایزدبانوی پشتیبان ساسانیان ( احتمالاً خود اناهید ) باشد ، یعنی کسی که آتش بهرام وی تحت مراقبت خاص کردیر قرار داشت . در زمینۀ این نقش دو مرد ایستاده اند : یکی احتمالاً شاهزاده ای تاجدار و دیگری خود کردیر .


    کردیر در کتیبه هایش ، از مسائل اعتقادی چندان سخنی به میان نمی آورد و توجهش را بیشتر به آیین های عبادی ، انضباط دینی ، به دین زردشتی درآوردن و زهر چشم گرفتن از کافران معطوف می کند . با این همه ، وی وجود بهشت و دوزخ را اعلام می دارد و بخش پایانی کتیبۀ سرمشهد ( سطرهای 57 به بعد ) به گزارشی ، تا اندازه ای روشن ، دربارۀ مکاشفه ای مغیباتی می پردازد که خود وی شاهد آن بوده است . ( این قسمت را تا اندازه ای می توان خواند نه کاملاً ) . وی می گوید در این سفر معنوی ، با همزاد مینوی ، یا « هم شکل » ( هَنْگِرب ) خویش و یک زن ، گویا دَئِنا ( فارسی میانه : دِن یا دین ) دیدار کرده است که این یکی بر سر چینودپل به پیشواز روان درگذشتگان می آید . ظاهراً در این همراهی ، وی تخت های زرین بهشت و دوزخ آکنده از « جغدان و دیگر خرفستران » را می بیند و اطمینان می یابد که چون خدمتگذار راستین دین مزدیسنایی است ، روزی ( یعنی پس از مرگ ) جایگاهش متعالی خواهد بود . نه خود کردیر و نه هیچ یک از شاهان ساسانی هرگز در کتیبه هایشان به زردشت اشاره ای نکرده اند . آنان به این اکتفا می کنند که خود را هوادار دینی بخوانند که وی آن را تعلیم داد ، یعنی هوادار دین مزداپرستی که به فارسی مَزْدِسْن خوانده می شود . این موضوع تقابل شدیدی با ادبیات پهلوی دارد که آکنده از نام پیامبر است .


    هرچند به نظر می رسد که کردیر در زمان بهرام دوم کتیبه هایش را ساخته و استودانش را آماده کرده بوده است ، ولی در واقع از این پادشاه هم بیشتر عمر کرد . پس از حکومت هفده سالۀ بهرام ، پسرش بهرام سوم به جایش نشست ، ولی چندان نگذشت که عموی پدرش ، یعنی نرسه ، کوچک ترین پسر شاپور اول ، او را برکنار کرد . ( نام نرسه فارسی میانه ، و از نام اوستایی نَیرْیوسَنْگْهَه پیک ایزد بسیار محبوب آن روزگار است . ) نرسه که از 293 تا 302 م. حکومت کرد ، یادمانی بزرگ در گذرگاه پایکولی ( در عراق امروز ) ساخت . در این مکان وی با بزرگان پارسی که وی را پادشاه خوانده بودند ، دیدار کرده بود . نرسه بر روی تخته های سنگی بزرگ ، کتیبه ای طولانی ، ولی این بار فقط به دو زبان فارسی میانه و پارتی ، تهیه کرد که در آن چگونگی به قدرت رسیدنش را شرح داده است . در این جا ( متن پارتی ، سطر 15 ) نام کردیر برای آخرین بار ، در میان بزرگ ترین رجال کشور ، و با عنوان « اُهرمزد موبد » ظاهر می شود . این کتیبه مطالب دینی چندانی ندارد ، ولی در آن ، نرسه خود را با همان عبارات قالبی پیشینیانش ، « شاه مزدا پرست » و کسی معرفی می کند که از « تبار ایزدان » است ( متن فارسی میانه ، سطر 1 ) ؛ و دیندارانه ، ترفیع مقام خود را به خواست « اُهرمزد و همۀ ایزدان و اناهید که بانو نامیده می شود » نسبت می دهد ( همان ، سطر 10 ) . وی نقش برجسته ای هم در نقش رستم دارد که در آن جا هم خود را سرسپردۀ اناهید اعلام می کند . در این جا وی در حال دریافت نیمتاج از این ایزدبانو که آراسته به تاج و ردایی کامل است ، تصویر شده است .



    فرجام سخن :


    از آن جا که گستراندن زبان پارسی میانه پیروزی فرهنگی پارس به شمار می رود ، آخرین اثر ثبت شدۀ سلطنتی از روزگار ساسانی از روزگار اشکانی در زمان حکومت نرسه ، پایانی است مناسب برای ملاحظات مربوط به اوایل دورۀ ساسانی . این زمانِ فتح و نوآوری شاهد تحمیل شدید اقتداری نو هم در حوزۀ دین و هم تقریباً به همان اندازه در حوزۀ دنیا بود . هیچ یک از اقدامات دینی آن روزگار ( شمایل شکنی ، پیشرفت کیش آتشکده ها ، اصلاح گاهشماری ، تثبیت یک مجموعۀ متون دینی واحد مکتوب ) بر آموزه های این دین تأثیر نگذاشت ؛ و در حقیقت ساسانیان ( که طرفه این است که پیوسته نخستین آفریننده و مدافع راست کیشی زردشتی معرفی می شوند ) با اهمیت دادن به باورهای زروانی خود ، عملاً آن را ناتوان کردند . با این حال ، به شیوه هایی عملی ، دین زردشتی تقویت شد و وحدت یافت و غنی گشت و به وسیلۀ گروه روحانیت منضبط ، رو به شد نگهداری شد ؛ ضمن آن که این دین به واسطۀ رویارویی با علوم بیگانه ، انگیزه های روشنفکرانۀ تازه ای نیز بدست آورد .





    یادداشت :



    1 – اشاره به پاک کردن اصطبل اوژین در روایت اساطیری دوازده خانِ هراکلس ( هرکول ) یونانی و کنایه از انجام امر دشوار است . ( مترجم ) .
    ویرایش توسط ترتولیان : 09-03-2016 در ساعت 10:17 AM
  2. 3 کاربر پست ترتولیان عزیز را پسندیده اند .

    antares (10-06-2016),ایرانمهر (08-08-2016),جمشید کیانی (09-03-2016)

  3. امضای ایشان


پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #2
    مانی پیامبر و کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی
    مانی پیامبر و کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی



    عنوان کاربر
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    1820
    نوشته ها
    3,350
    پسندیده
    8,984
    مورد پسند : 7,894 بار در 3,000 پست
    نوشته های وبلاگ
    14

    ویترین مدال ها

    جستار کامل شد .



  • 2 کاربر پست ترتولیان عزیز را پسندیده اند .

    antares (10-06-2016),جمشید کیانی (09-03-2016)

  • پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #3
    مانی پیامبر و کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی
    مانی پیامبر و کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی



    عنوان کاربر
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    2110
    نوشته ها
    438
    پسندیده
    892
    مورد پسند : 1,172 بار در 423 پست

    ویترین مدال ها

    درود.

    با اینکه در زمان ساسانیان ، دین زرتشت شدیداً با دین زروانی آمیخته شد اما نمی‎توان پادشاهان ساسانی را زروانی دانست.

    زیرا هنگامی که می‎گوییم فلان شخص : زروانی است ، به این معناست که فرد مزبور رسماً خودش را زروانی می‎داند در حالی که

    پادشاهان ساسانی اینگونه نبودند.

    از سوی دیگر ، آمیختگی دین‎های مزدایی و زروانی ، بیشتر در اواخر دوره‎ی ساسانی صورت گرفت.
  • کاربر مقابل پست جمشید کیانی عزیز را پسندیده است:

    ترتولیان (09-03-2016)

  • امضای ایشان
    خداوند ، این کشور را از دروغ ، دشمن و خشکسالی دور نگاه دارد.
    داریوش بزرگ


    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #4
    مانی پیامبر و کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی
    مانی پیامبر و کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی



    عنوان کاربر
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    1820
    نوشته ها
    3,350
    پسندیده
    8,984
    مورد پسند : 7,894 بار در 3,000 پست
    نوشته های وبلاگ
    14

    ویترین مدال ها

    نقل قول نوشته اصلی توسط جمشید کیانی نمایش پست ها
    درود.

    با اینکه در زمان ساسانیان ، دین زرتشت شدیداً با دین زروانی آمیخته شد اما نمی‎توان پادشاهان ساسانی را زروانی دانست.

    زیرا هنگامی که می‎گوییم فلان شخص : زروانی است ، به این معناست که فرد مزبور رسماً خودش را زروانی می‎داند در حالی که

    پادشاهان ساسانی اینگونه نبودند.

    از سوی دیگر ، آمیختگی دین‎های مزدایی و زروانی ، بیشتر در اواخر دوره‎ی ساسانی صورت گرفت.

    درود بر جمشید گرامی


    موافقم . چون بیشتر شاهان نخستین ( و میانه ) ساسانی در کتیبه ها و سکه هایشان ، خودشان را مزداپرست می خوانند . زروانی گری ساسانیان ؛ با آئین زرتشت ترکیب شده بوده است ولی سطحی بود .

    بنده با این سخن مری بویس هم زیاد موافق نیستم :


    اوستایی که این نوشته های بیگانه بدان افزوده شد ( معنای دقیق این فعل در زبان پهلوی ابهام دارد ) عمدتاً زند ، یعنی ترجمۀ فارسی میانه ، همراه با تعلیقات و تفاسیر آن است . نوشته های پهلوی و کتاب های عربی و فارسی نشان می دهند که در حقیقت ، علوم بیگانه از همین طریق به درون سنت دینی نفوذ کرده بودند ، به طوری که برای مثال ، آموزۀ باستانی هفت آفرینش ، گاه با نظریۀ امپدوکلسی چهار عنصر ( خاک ، هوا ، آتش و آب ) ترکیب می شد و آموزه های هیپوکریتی و هندی ، با نظریات پزشکی سنتی ایران همراه می گشت . چنین دخل و تصرفاتی مربوط به کتاب ها بود ؛ و بدین ترتیب روحانیان زردشتی ، پیوسته و هر چه بیشتر به همراه کردنِ نگارش با مقاصد دینی و مدرسی ، و نه صرفاً اهداف عملی ، عادت کردند .


    نگرش امپدوکلسی خود تحت تأثیر فلسفۀ مغان است . اینکه آموزه های پزشکی هیپوکریتی ( = بقراطی ) و هندی در اوستا وارد شود می تواند درست باشد ولی نظریۀ امپدوکلسی وارد فلسفۀ زرتشتی شده باشد ؛ خیر . بلکه برعکس است .
  • کاربر مقابل پست ترتولیان عزیز را پسندیده است:

    جمشید کیانی (09-04-2016)

  • امضای ایشان


    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #5
    مانی پیامبر و کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی
    مانی پیامبر و کیش زروانی در اوایل دورۀ ساسانی



    عنوان کاربر
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    2110
    نوشته ها
    438
    پسندیده
    892
    مورد پسند : 1,172 بار در 423 پست

    ویترین مدال ها

    نقل قول نوشته اصلی توسط ترتولیان نمایش پست ها
    درود بر جمشید گرامی


    موافقم . چون بیشتر شاهان نخستین ( و میانه ) ساسانی در کتیبه ها و سکه هایشان ، خودشان را مزداپرست می خوانند . زروانی گری ساسانیان ؛ با آئین زرتشت ترکیب شده بوده است ولی سطحی بود .

    بنده با این سخن مری بویس هم زیاد موافق نیستم :




    نگرش امپدوکلسی خود تحت تأثیر فلسفۀ مغان است . اینکه آموزه های پزشکی هیپوکریتی ( = بقراطی ) و هندی در اوستا وارد شود می تواند درست باشد ولی نظریۀ امپدوکلسی وارد فلسفۀ زرتشتی شده باشد ؛ خیر . بلکه برعکس است .
    متأسفانه تاریخ ایران را به گونه‎ای نوشته‎اند که هر چه به عقب می‎رویم رد پای ایرانیان در تاریخ کمرنگ‎تر شود.

    در حالی که به هیچ وجه اینطور نیست و با پژوهشی ریزبینانه ، دریافته می‎شود که بیشتر این ایرانیان بودند

    که بر سایر تمدن‎ها تأثیر گذاشتند ، نه بر عکس!
  • 2 کاربر پست جمشید کیانی عزیز را پسندیده اند .

    mojtaba79 (03-15-2017),ترتولیان (09-04-2016)

  • امضای ایشان
    خداوند ، این کشور را از دروغ ، دشمن و خشکسالی دور نگاه دارد.
    داریوش بزرگ


    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #6
    WilbertPowly

    buy levitra 20 mg 118 mg

    Hello there! levitra 20mg excellent internet site.
  • پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  
    © تمامی حقوق برای تاریخ فا محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد