نمایش نتایج: از 1 به 7 از 7

موضوع: شک یا زندگی

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضویت
    5573
    نوشته ها
    4
    پسندیده
    4
    مورد پسند : 7 بار در 3 پست

    شک یا زندگی

    با سلام
    چندین سوال از حضور اندیشمندان و کاربران محترم دارم.اما قبل از مطرح کردن سوالاتم شاید بهتر باشد عنوان کنم که بنده در شرایطی قرار گرفته ام که پاسخ این سوالات می تواند به من حیات تازه بدهد.

    ۱. آیا می توان گفت چون هیچ چیز مطلق و صد در صد نیست راهی برای زندگی بدون شک و ترس وجود ندارد؟(حداقل برای شکاکان)
    ۲.آیا می توان فرض کرد قوانین طبیعت کاملا ثابت و تغیرر ناپذیر هستند و در صورت وجود نیرویی خداگونه باز هم چنین خواهد بود؟
    ۳. آیا می توان برای دفع خطر احتمالی هر عذاب و آسیبی را به جان خرید؟
    ۴. برهانی برای اثبات خیر بودن (یعنی شر و یا خنثی نباشد)و همچنین قادر مطلق بودن خدا موجود هست که قابل تکیه باشد؟
    سپاسگذارم
  2. 3 کاربر پست nedaaamg عزیز را پسندیده اند .

    Actinium (02-04-2017),ایرانمهر (02-03-2017),ترتولیان (02-03-2017)

پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #2
    شک یا زندگی
    شک یا زندگی



    عنوان کاربر
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    1820
    نوشته ها
    3,350
    پسندیده
    8,984
    مورد پسند : 7,894 بار در 3,000 پست
    نوشته های وبلاگ
    14

    ویترین مدال ها

    خوشامد به دوست عزیزمان

    بنده بعنوان یک دوست طبق آموخته های خود ، پاسخ پرسش نخست شما را کوتاه بدم ...

    ۱- اینکه خدا وجود دارد یا ندارد ، دلیل نیست انسان با ترس زندگی کنه . زندگی با ترس از مرگ و جهان بعد از آن ، یعنی متوسل شدن به ایديولوژی پدران یا دیگر ایدئولوژی ها که انسان را ارضای نجات کند . تجربه ی بنده میگه اگه هم بخواهید « ایمان » داشته باشید ، ایمانی منطبق بر عقل داشته باش . حال برادران و خواهران آتییست ما هم چون بر پایه عقل و برهان زندگی و فلسفه ان را به چالش میگیرند ، چیزی بعنوان ترس ، در وجودشان نیست ، و یا به خده ایمان میاورند ، یا نمی آورند . یا شکاک می مونن یا ایماندار ...
  • 2 کاربر پست ترتولیان عزیز را پسندیده اند .

    Actinium (02-04-2017),nedaaamg (02-05-2017)

  • امضای ایشان


    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #3
    شک یا زندگی
    شک یا زندگی



    عنوان کاربر
    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    شماره عضویت
    50
    نوشته ها
    511
    پسندیده
    1,099
    مورد پسند : 1,293 بار در 475 پست

    ویترین مدال ها

    خیلی خوش امدید
    شما 4 سوال پرسیدید که هر کدام مقوله جدایی است
    ترس و شک ریشه روانی دارد
    ولی در مجموع ترسها را میتوان تا حدودی کاست و شک و دودلی را با روشهایی و اموزشهایی کم کرد ولی از میان بردن انها ممکن نیست
  • 3 کاربر پست mmns2001 عزیز را پسندیده اند .

    Actinium (02-04-2017),nedaaamg (02-05-2017),ترتولیان (02-04-2017)

  • امضای ایشان
    ایدولوژی که بنیانش با دروغ گذاشته شده پیروانش به دروغ تمایل خواهند داشت و حاصل ان پس از مدتی نشر

    دروغگویی و پنهان شدن حقایق در جامعه خواهد بود.


    ایدولوژی که ترقیب به خشونت کند پیروانش تمایل به خشونت خواهند داشت

    تعالیم اشتباه گذشتگان باعث مشکلات ایندگان میشود.

    پس بیاییم حقایق امور را باز شناسیم و راستی و درستی را نشر دهیم تا ایندگان ما درگیر مشکلات امروزی ما نباشند
    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #4
    شک یا زندگی



    عنوان کاربر
    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    267
    نوشته ها
    1,150
    پسندیده
    2,822
    مورد پسند : 2,938 بار در 1,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    1

    ویترین مدال ها

    نقل قول نوشته اصلی توسط nedaaamg نمایش پست ها
    با سلام
    چندین سوال از حضور اندیشمندان و کاربران محترم دارم.اما قبل از مطرح کردن سوالاتم شاید بهتر باشد عنوان کنم که بنده در شرایطی قرار گرفته ام که پاسخ این سوالات می تواند به من حیات تازه بدهد.
    سلام خوش اومدید.

    ۱
    . آیا می توان گفت چون هیچ چیز مطلق و صد در صد نیست راهی برای زندگی بدون شک و ترس وجود ندارد؟(حداقل برای شکاکان)
    اینجا بستگی دارد که چه طور به قضیه نگاه کنیم. اگر تلقی شما این باشد که چون حقیقت مطلقی در دست نیست، باید همیشه در ترس و اضطراب بود تنها یک نظرگاه بخصصوص محسوب می شود اما حقیقت نیست؛ چون ما دراینجا فرض کرده ایم که "هیچ چیز مطلق نیست و حقیقت قطعی ای وجود ندارد"و پس خود این مساله هم قطعیتی ندارد.

    اگر از بالا به موضوع نگاه کنیم می فهمیم که اگر ترس و آرامش ما را تلقی های ذهنی ما تعیین کند، در چنین صورتی تردید باعث ترس ما می شود. اما اگر واقعیت ها و آنچه که در حد توان خودمان می توانیم از جهان بیرونی کسب کنیم ترس و اطمینان ما را تعیین کند چون ما نمی توانیم به حواس خودمان و برداشتمان از ادراکات حسی مان شک کنیم این تردید نمی تواند باعث ترسمان شود. چون تمام بقای ما بر حواس ما متکی است و هیچ انسانی در ذات خودش شکی به آنها ندارد غریزتاً.

    به عبارتی توقع ما از کسب حقیقت است که از ابتدا زمینه ای ترس از نبودِ حقیقت را در ما پرورش داده. اگر توقع اولیه خودمان را که اجتماع و محیط در ما پرورش داده تغییر بدهیم، دیدِ ما نیز نسبت به این موضع تغییر می کند.

    چون واژه "حقیقت" در آلمانی مونث است، نیچه به کنایه حقیقت را زنی می داند که حتی فلاسفه هم در به دست آوردن آن ناکام بوده اند و فقط نیروی خود را در راه کسب ان به هرز داده اند.

    ۲.آیا می توان فرض کرد قوانین طبیعت کاملا ثابت و تغیرر ناپذیر هستند و در صورت وجود نیرویی خداگونه باز هم چنین خواهد بود؟
    این هم باز به دیدِ مکاتب و فلسفه های مختلف باز می گردد. اگر در بعد ایرانی-اسلامی آن بخواهیم نگاه کنیم شایع ترین تلقی همان دیدگاه معتزله هست که اعتقاد داشتند خدا کار غیرعقلی و خارج از چهارچوب طبیعت نمی تواند بکند؛ بر خلاف اشاعره که به چنین موضوعی قائل بودند. افراد بزرگی مانند فردوسی و حکمای ما نیز در تاریخی به همین دیدگاه عقلی باور داشتند.

    ۳. آیا می توان برای دفع خطر احتمالی هر عذاب و آسیبی را به جان خرید؟
    این هم به فلسفه وجود ما باز می گردد. مثلا گر کسی تصور کند برای انجام رسالتی به دنیا آمده یا دارد زندگی می کند، حاضر است برای هدف و آرمان خود سختی ها را به جان بخرد. اما اگر کسی تصور کند که زندگی هدفی ندارد و ارزشش را ندارد که انسان برای بقا تن به هر کاری بدهد و هر سختی و مصیبتی را تحمل کند، در آن صورت تلقی او با شخص اول توفیر خواهد کرد.

    همان طور که در بند اول گفتم هر شخص باید بگردد و حس کند و پس از آن ادراکات خودش را به بوته نقد و اندیشه بگذارد و در دورن خودش به یک نتبجه گیری درونی برسد. چون در بابِ چنین مسائلی فقط می شود روش ها را نشان داد اما نتیجه گیری ها همه و همه به خود شخص باز می گردد و تنها آنچه خودِ فرد در باب خودش به شخصه کشف کرده می تواند برای او قابل اتکا و آرامش بخش باشد.

    ۴
    . برهانی برای اثبات خیر بودن (یعنی شر و یا خنثی نباشد)و همچنین قادر مطلق بودن خدا موجود هست که قابل تکیه باشد؟
    سپاسگذارم
    من هنوز چنین برهانی را که لااقل بتواند خودم رو قانع کند پیدا نکرده ام. "خدای شخصیِ خوداگاه" که آگاهانه ما و جهان را می فهمد و به ما گوش می دهد برای من از راه برهان ثابت نشده. در ساده ترین صورت به یک نیروی کیهانیِ منسجم که به هستی اتحاد و انسجام بخشیده می توانم معتقد باشم.
    ...


    شاد و خوشحال باشید
  • کاربر مقابل پست Actinium عزیز را پسندیده است:

    ترتولیان (02-05-2017)

  • امضای ایشان





    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضویت
    5573
    نوشته ها
    4
    پسندیده
    4
    مورد پسند : 7 بار در 3 پست
    خیلی سپاسگذارم از پاسخ های واقعا خوبتون.
    در واقع از صحبت های شما نتیجه گرفتم که نمی شود به قطعیت رسید و حتی نمی توان به عدم قطعیت رسید. اما مساله این است که آیا هر سیستم اعتقادی را می توان متصور شد؟ یعنی سیستم های اعتقادی نا متناهی اند؟
    در مورد سوال سومم باید عرض کنم دقیقا مشکل اینجاست که رسالت و ارزش انسان ها با یکدیگر متفاوت است. به دید من حتی پیروان آیینی خاص هم اهداف دقیقا یکسان ندارند.

    پس چگونه و با چه ابزاری می توان به یک ایدئولوژی "حداقل" قانع کننده تر رسید.

    سالها تلاش کردم و نهایتا حتی به پوچی هم نرسیدم! هر چند می دانم نهایتی در این راه وجود ندارد. ولی ایکاش می توانستم مانند بسیاری از اطرافیانم به سادگی یک ایدئولوژی را بپذیرم. خیلی مشکل است که احتمال صحت تقریبا همه چیز را بدهی ولی در عین حال هیچ چیز برایت کافی نباشد.
    امیدوارم پاسخ بسیاری از پرسش هایم را در تاریخ فا و در کنار شما دوستان بگیرم.
    سپاسگذارم
  • 3 کاربر پست nedaaamg عزیز را پسندیده اند .

    Actinium (02-05-2017),mmns2001 (02-05-2017),ترتولیان (02-05-2017)

  • پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #6
    شک یا زندگی



    عنوان کاربر
    مدير ارشد
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    شماره عضویت
    267
    نوشته ها
    1,150
    پسندیده
    2,822
    مورد پسند : 2,938 بار در 1,089 پست
    نوشته های وبلاگ
    1

    ویترین مدال ها

    راه رو نباید بست . اینکه بگی به یک ایدئولوژی رسیدم و قانع شدم یعنی مرگ و رکود فکری. باز هم باید تکرار کنم که این ها پیش فرض های اجتماع در ماست که ما انتظار کشف چیزی به نام حقیقت را داریم که خیالمان را تخت کند و دیگر دنبال پرسش و سوال و جستجو نریم. حقیقت یک چیز دگم نیست. اگر هم باشد سیال است و در جریان.

    امروز من یک تلقی رو به عنوان حقیقت در ذهنم با استفاده از زبان تجسم می کنم. سال دیگه، ماه دیگه دهۀ دیگه تضمینی نیست که سطح فکر من مثل امروز باشه و به این تلقی به همین نگاه توجه بکنم و چیز ازش یاد بگیرم. زبان ماست که سیستم تفکر ما رو می سازه در تمام طول عمر در حال تکامله. ما هر چی بزرگتر می شیم و در مسیر زندگی فعال فکری جلو می ریم زبان ریشه های عمیقی تری در ما پیدا می کنه و با واژه و مفاهیم مثل قبل برخورد نمی کنیم. شما یک کودک ده ساله رو بهش بگی "آب" ممکنه فقط یاد لیوانش موقع آبخوردن بیفته. یک آدم سی ساله ممکنه یاد الهه آب و ایشتار و نمادها باستانی یا حتی اکسیژن و هیدروژن و نیروی کشسانی و خنکی و شنا و اقیانوس اطلس هم بیفته.

    جهان ما به طبع گسترش تجربیات حسی و فکری ما گسترش پیدا میکنه و این ها همه از حافظه حسی ما نشات می گیره. واه..چقدر زندگی فعال فکری با تلقی حقیقت مطلق در تضاد هست.
  • کاربر مقابل پست Actinium عزیز را پسندیده است:

    ترتولیان (02-06-2017)

  • امضای ایشان





    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #7
    شک یا زندگی
    شک یا زندگی



    عنوان کاربر
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    1820
    نوشته ها
    3,350
    پسندیده
    8,984
    مورد پسند : 7,894 بار در 3,000 پست
    نوشته های وبلاگ
    14

    ویترین مدال ها

    نقل قول نوشته اصلی توسط nedaaamg نمایش پست ها
    خیلی سپاسگذارم از پاسخ های واقعا خوبتون.
    در واقع از صحبت های شما نتیجه گرفتم که نمی شود به قطعیت رسید و حتی نمی توان به عدم قطعیت رسید. اما مساله این است که آیا هر سیستم اعتقادی را می توان متصور شد؟ یعنی سیستم های اعتقادی نا متناهی اند؟
    در مورد سوال سومم باید عرض کنم دقیقا مشکل اینجاست که رسالت و ارزش انسان ها با یکدیگر متفاوت است. به دید من حتی پیروان آیینی خاص هم اهداف دقیقا یکسان ندارند.

    پس چگونه و با چه ابزاری می توان به یک ایدئولوژی "حداقل" قانع کننده تر رسید.

    سالها تلاش کردم و نهایتا حتی به پوچی هم نرسیدم! هر چند می دانم نهایتی در این راه وجود ندارد. ولی ایکاش می توانستم مانند بسیاری از اطرافیانم به سادگی یک ایدئولوژی را بپذیرم. خیلی مشکل است که احتمال صحت تقریبا همه چیز را بدهی ولی در عین حال هیچ چیز برایت کافی نباشد.
    امیدوارم پاسخ بسیاری از پرسش هایم را در تاریخ فا و در کنار شما دوستان بگیرم.
    سپاسگذارم
    پاسخ رو دوستان دادند ؛ تنها به این بخش از درخواست شما می نگرم :

    در مورد سوال سومم باید عرض کنم دقیقا مشکل اینجاست که رسالت و ارزش انسان ها با یکدیگر متفاوت است. به دید من حتی پیروان آیینی خاص هم اهداف دقیقا یکسان ندارند.

    پس چگونه و با چه ابزاری می توان به یک ایدئولوژی "حداقل" قانع کننده تر رسید.
    ادیان و مکاتب ؛ هر کدام بسته به زمان پیدایش و گذشت زمان و تغییرات و جغرافیا و تاریخ و فرهنگ خود ، یک ایدیولوژی و ضوابطی دارند . مثلا ادیان ابراهیمی را در نظر بگیرید : یهودیت ، مسیحیت ، اسلام . ابزار « الهیات » در سنجش این ادیان خیلی کاربردی هست . مخصوصا مسیحیت و اسلام که هم الهیات آن فرق می کند و هم ضوابط آن . و با ابزار الهیات می توان فهمید که اسلام ، تسلسلِ یهودیت و مسیحیت نیست ؛ آنطور که اسلام ادعا داره .
    الهیات ادیان دیگر هم همینگونه است و چون آخوندای صفوی حال حاضر می بینند که مثلا الهیات زرتشتی و مسیحی و دیگر ادیان و مکاتب با خودشان تفاوت داره ، « فرضیۀ تحریف ادیان » رو مطرح می کنند ، در حالی که عیب از خودشون هست .


  • کاربر مقابل پست ترتولیان عزیز را پسندیده است:

    mojtaba79 (03-15-2017)

  • امضای ایشان


    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  
    © تمامی حقوق برای تاریخ فا محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد