نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

موضوع: بررسی عیسای اسلام - عیسای ابیونی ها

  1. Top | #1
    بررسی عیسای اسلام - عیسای ابیونی ها
    بررسی عیسای اسلام - عیسای ابیونی ها



    عنوان کاربر
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    1820
    نوشته ها
    3,350
    پسندیده
    8,984
    مورد پسند : 7,894 بار در 3,000 پست
    نوشته های وبلاگ
    14

    ویترین مدال ها

    بررسی عیسای اسلام - عیسای ابیونی ها

    پطروشفسکی ، اسلام در ایران ، ص 25 و 26 :

    « ... ولی بر حسب تعالیم اسلام ، عیسی مسیح آدم و آدمیزاده بوده و یکی از پیامبران بزرگ شمرده می شود که پیش از محمد که خاتم النبین است آمده است . این عده بیشتر به تعلیمات « یهودی - مسیحیان » ابیونی ( از کلمۀ عبری ebionim که « فقیران » معنی دارد ) نزدیک است که یکی از عتیق ترین و مهجورترین فرق مسیحی بوده . ابیونیان برخلاف دیگر فرق مسیحی ، رابطۀ اولیۀ خویش را با یهودیت قطع نکردند . و مراعات قانون موسی یعنی تشریفات دینیِ یهود را بر خویشتن فرض می دانستند . عیسی را « آدمی - پیامبر » می شناختند که از طرف خدا برای نجات خلق فرستاده شده بود و منکر الوهیت وی و اصل سه گانگی خداوند یا تثلیث بوده اند . ایشان انجیلی خاص خود داشتند که اصطلاحاً « انجیل مأخوذ از یهودیان » نامیده می شده و به زبان سامی ( آرامی ؟ ) بوده و حال آنکه کلیسای رسمی این زبان را رسمی نمی شناخته و به دست ما هم نرسیده است . گمان می رود مسیحیانی که در مکه و شاید در دیگر جاها هم ، با محمد تلاقی کرده صحبت داشتند از همین « یهودی - مسیحیان » بوده اند .

    به نظر می رسد اعشی ( ابوبصیر میمنون ابن قیس ، متوفی در حدود 629 م. ) شاعر بزرگ و موحد قدیمی عرب که اندکی پیش از مرگ خویش قصیدۀ مدیحه ای در وصف محمد گفته و وی را به پیامبری شناخته از همین « یهودی - مسیحیان » بوده است .
  2. کاربر مقابل پست ترتولیان عزیز را پسندیده است:

    mmns2001 (02-17-2017)

  3. امضای ایشان


پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #2
    بررسی عیسای اسلام - عیسای ابیونی ها
    بررسی عیسای اسلام - عیسای ابیونی ها



    عنوان کاربر
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    1820
    نوشته ها
    3,350
    پسندیده
    8,984
    مورد پسند : 7,894 بار در 3,000 پست
    نوشته های وبلاگ
    14

    ویترین مدال ها




    آیرینیوس ( اسقف شهر لیون 182 تا 188 م. )





    تاریخ کلیسای قدیم در امپراطوری روم و ایران ، دکتر ویلیام میلر ، برگردان : علی نخستین ، برگزیدۀ رویه های 194 الی 196 :


    موقعی که وی اسقف شهر لیون ( 182 تا 188 م. ) بود کتاب بزرگی در 5 جلد بر علیه این بدعت ها نگاشت . آیرینیوس شاگرد پالیکارپ است که وی شاگرد یوحنای رسول بوده است ...




    بخشی از کتاب علیه بدعت ها ، در رد عقاید گنوسیان :



    « هر کس بخواهد حقیقت را استنباط نماید ممکن است در هر کلیسا در تمام دنیا تعلیم رسولان را واضح و مبرهن بیند . ما می توانیم اسقفانی [ اپیسکپاسها ] را که بتوسط رسولان در کلیساها به سمت معین گردیدند و جانشینان ایشان را تا زمان خودمان یک یک بشماریم . این اشخاص هرگز چیزی از امثال عقاید احمقانۀ ناستیک ها نمی دانستند و تعلیم هم نمی دادند . اگر رسولان اسراری داشتند که در خفا باشد کامل تعلیم می دادند ، یقیناً آن اسرار را نیز به مردمانی که کلیسا را تحت توجه آنان گزاردند ، تعلیم می دادند ، زیرا می خواستند مقام خود را به اشخاصی بدهند که بی ملامت باشند . اما چون ذکر اسقفان تمام کلیساها باعث طول کلام می شود ، لذا فقط تعلیم و اعتقاد رسولان را که به وسیلۀ پطرس و پولس محترمترین رسولان در قدیمی ترین و بزرگ ترین و مشهورترین کلیساها یعنی روم تعلیم داده شده ، برای نمونه ذکر می نمائیم و می توانیم بوسیلۀ آنها تمام آنانی را که یا برای حظ نفس ، یا غرور ، یا نابینایی ، یا شرارت ، مجالسی بدون اجازه برقرار می دارند محکوم گردانیم . زیرا به همانطوری که تعلیم رسولان پیوسته در هر مکان بوسیلۀ ایمانداران نگاهداری می شود ، این کلیسا نیز مقام بلندی بین کلیساها دارد ، باید مرجع هر کلیسا یعنی ایمانداران هر مکان باشد .


    رسولانِ مبارک بعد از تأسیس و رشد کلیسا درجۀ اسقفی ( اپیسکپاسی ) را به لینوس ( Linus ) واگذار نمود . پولس هم در رسالۀ خود به تیموتائوس راجع به لینوس سخن می گوید . جانشین وی آنن کلتوس ( Annencletus ) بود . پس از وی کلمنت ( Clement of Rome ) سومین جانشین رسولان گردید که وی نه تنها رسولانِ مبارک را دیده ، بلکه با آنها رابطه نیز داشته ، وعظ آنها را آویزۀ گوش خود ساخته و در نظر خویش استوار داشت . تنها کلمنت با رسولانِ هم عصر نبود ، بلکه بسیاری دیگر نیز بوسیلۀ رسولان تعلیم یافتند . هنگامی که کلمنت اسقف بود ، نزاع بزرگی بین برادران قرنتس پیدا شد و کلیسای روم نامه ای آمرانه به قرنتیان نوشته تفاضا نمود بمسالمت بگروند و نیز ایمان آنها را تجدید کرده تعلیمی که قرنتیان اخیراً از رسولان شنیده بودند بدیشان متذکر شد . مفهوم تعالیم رسولان آن بود که فقط یک خدای قادر مطلق وجود دارد که اوست صانع آسمان و زمین ، خالق انسان ، ایجاد کنندۀ طوفان نوح ، دعوت کنندۀ ابراهیم ، خلاص کنندۀ اسرائیل از زمین مصر ، متکلم با موسی ، مقرر دارندۀ شریعت ، فرستندۀ انبیاء و حاضر کنندۀ آتش برای ابلیس و فرشتگانش . این خدای پدر خداوند ما عیسی مسیح همان خدائیست که بوسیلۀ تمام کلیساها اعلام می شد و هر که مایل باشد ، این مسئله را از رسالۀ کلمنت درک می نماید . باید در خاطر داشت که این رساله قبل از پیشدایش معلمینِ کذبه و ادّعای ایشان دربارۀ وجود خدایی فوقِ خالق ( = دمی ارگس ) نوشته شده است .


    اوراستوس ( Euarestos ) جانشین کلمنت گردید و اسکندر ( جانشینِ ) اوراستوس شد . پس از آن سیکستوس ( Sixtus ) که ششمین جانشین بعد از رسولان است برقرار گردید . بعد از او تلسفوروس ( Telesphorus ) که با جلال شهید شد ، معین گردید . هیجینوس ( Hyginus ) بعد از او منسوب شد که پس از او پیوس ( Pius ) و آنیکتوس ( Anictus ) و سوتر ( Soter ) و الوتروس ( Eleutherus ) پی در پی جانشین یکدیگر شدند . و الوتروس که نقداً حائز این مقام است ، بعد از رسولان دوازدهمین جانشین می باشد . بهمین طریق و تواتر تعلیمِ رسولان و بشارت حقیقت بما رسیده است .


    پالیکارپ نه فقط بوسیلۀ رسولان در ایمان تعلیم یافت و شخصاً با بسیاری که خداوند را دیده بودند آشنائی داشت ، بلکه بوسیلۀ رسولان نیز برای آسیای صغیر بسمت اسقفی ( اپیسکاپسی ) کلیسای ازمیر تعیین گردید . من ( = آیرینیوس ) نیز جوانی به ملاقات او نائل شدم ، زیرا مدتی با ما ماند تا اینکه فوق العاده مسّن گردید و پس از شهادت بر جسته و پر جلالی رحلت نمود . پالیکارپ پیوسته تعالیماتش مطابق تواتری بود که کلیسا دست به دست تا زمان او داشت . پس همین تعالیم را پالیکارپ از رسولان یافت و فقط این هاست که حقیقت دارد . شهادات مذکور که بتوسط کلیساهای آسیا و جانشینان پالیکارپ داده شده از آنچه والنتینس و مارسیون و اشخاص دیگر با مقاصد سوئی اظهار می دارند به مراتب معتبرتر و مقبول تر است » .
    Adv.Haereses III , 3

    مطالب آرینیوس در ردّ فرقۀ ابیونی ها در پست بعدی
  • کاربر مقابل پست ترتولیان عزیز را پسندیده است:

    mmns2001 (02-17-2017)

  • امضای ایشان


    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #3
    بررسی عیسای اسلام - عیسای ابیونی ها
    بررسی عیسای اسلام - عیسای ابیونی ها



    عنوان کاربر
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    1820
    نوشته ها
    3,350
    پسندیده
    8,984
    مورد پسند : 7,894 بار در 3,000 پست
    نوشته های وبلاگ
    14

    ویترین مدال ها

    در پاسخ به ابیونی ها :



    ... چگونه می توانند نجات یابند جز اینکه خدا نجات شان را بر روی زمین مهیا کرده باشد ؟ و چگونه انسان نزد خدا می رسد جز اینکه خدا به نزدِ انسان بیاید ؟ چگونه انسان از نسل مرگ رها خواهد شد جز اینکه به تولدی جدید ، شگفت انگیز ، و نامنتظره از جانب خدا به عنوان نشانه ای از نجات ، گذر کند ، یعنی تولد از باکره تا از طریق ایمانْ تولدی دوباره یابد ؟ چگونه انسان ها می توانند نزد خدا پذیرفته شوند اگر با همان تولد انسانیِ خود در این دنیا باقی بمانند ؟


    علیه بدعت ها ، 4. 4:33

    او شریک رنج های ما شد ، ما سهم پیروزیِ او



    اگر او حقیقتاً رنج نمی کشید [ در بخشایش رنج دهندگانش ] هیچ فیضی هم وجود نمی داشت ... و هنگامی که رنج واقعی را تحمل می کنیم او با ترغیبِ ما به تحمل تحقیرها و آزارها و برگرداندنِ گونۀ خود ، به وضوح ما را به گمراهی می کشاند اگر خود اول همان رفتار را در عمل انجام نداده بود ، در آن صورت « بالاتر از استاد خود » می بودیم ... اما از آنجا که او ، خداوندِ ما ، یگانه استاد واقعیِ ماست پس واقعاً پسر رنج دیده و نیکوی خداست ، کلمۀ خدایِ پدر که وی را پسرِ انسان گردانید . او زحمت کشید و غلبه یافت . او انسانی بود که به جای پدران ( در بعضی نسخ ؛ برادران ) مبارزه نمود و با اطاعتِ خویش نافرمانی را باطل کرد . زورمندان را به بند کشید و ضعیفان را خلاصی داد و با نابود کردن گناه ، آفریدگانِ خود را نجات بخشید . چون که او خداوند بسیار مقدس ما و دوستدار مهربان آدمیان است .


    همانطور که قبلا گفتیم او انسان را با خدا متحد ساخت . چنانچه انسان بر دشمن انسان غلبه نیافته بود دشمن به راستی مغلوب نمی شد و اگر نجات انسان از جانب خدا نبود آن را چون مایملکی مطمئن در اختیار نمی داشت . اگر انسان با خدا یکی نشده بود نمی توانست در جاودانگی سهمی داشته باشد . زیرا متوسط بین خدا و انسان می بایست به واسطۀ خویشاوندی خود با هر دو ، بین ایشان دوستی و موافقت ایجاد نماید ، انسان را به حضور خدا ببرد و خدا را به انسان بشناساند . به چه طریقی می توانستیم در فرزند خواندگی پسران خدا سهیم شویم ، مگر نه اینکه از طریق پسر به مصاحبت با خدا دست یافتیم و کلمۀ خدا تن گرفت تا با ما مشارکت یابد ؟ بنابراین همچنان که مراحل مخالف زندگی را پشت سر می گذاشت ، هرنسلی را با خدا دوستی بخشید .


    شریعت در عین روحانی بودن ، تنها ماهیتِ گناه را نشان می داد ولی آن را از بین نبرد زیرا گناه بر روح سلطه ندارد بلکه بر انسان . او که می بایست گناه را نابود کند و انسان را از خطر برهاند می بایست در همان شرایطِ انسانی قرار گیرد ، انسانی که اسیر شده و در بند مرگ رهائی یابد . زیرا همچنانکه به واسطۀ نافرمانی یک انسان ؛ یعنی انسانِ اول که از خاک بکر آفریده شد ، بسیاری گناه کار گردیدند به همین نحو لازم بود که به واسطۀ اطاعت یک انسان ؛ یعنی اولین مولود از باکره ، بسیاری عادل شوند و نجات یابند .


    علیه بدعت ها ، 3 ، 18 : 6-7



    ترجمه از هنری بتنسون ، منتخباتی از پدران اولیۀ کلیسا .
  • کاربر مقابل پست ترتولیان عزیز را پسندیده است:

    mojtaba79 (03-15-2017)

  • امضای ایشان


    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  
    © تمامی حقوق برای تاریخ فا محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد