ماموستا هه ژارنمی دانستم از چه چیزی بگویم از کجا شروع کنم . ولی می دانستم همه چیز را همگان دانند . به فکرم رسید که به کمک گل های باغ علم و دانش ، بزرگ مردی را معرفی کنم که هه ژارانه زیست پسر گلی پرسید :(( هه ژار یعنی چه ؟ )) گفتم :(( هه ژار ، لقب استاد عبد الرحمن شرفکندی از مشاهیر کرد است.))آن یکی پرسید :(( چرا این لقب را انتخاب کرده است ؟)) به او گفتم :(( هه ژار ، یک کلمه کردی است ، یعنی بینوا ، وچون زندگی عبد الرحمن فقیرانه و پر درد و رنج بود ، این لقب را مناسب خود دانست.))او در سال1300 ((ه.ش)) در شهر مهاباد به دنیا آمد. در کنار زندگی پر ماجرا و درد آورش ، صبورانه به کسب علم و دانش پرداخت. در جوانی به شعر گفتن پرداخت اشعاری سرشار از واقعیّت های تلخ اجتماعی و دفاع از حق در مقابل ظلم . امّا او به شعر گفتن قناعت نکرد و دست به تحقیق و ترجمه زد . آثار ارزشمندی از خود به جای گذاشت . از جمله : ( ترجمه کتاب ارزشمند قانون در طب ابو علی سینا از عربی به فارسی – ترجمه قرآن کریم به کردی – فرهنگ جامع کردی به کردی و فارسی به کردی و... . اولین دیوان شعری او ئاله کوک نام داشت . ) دکتر عبد الرحمن شرفکندی در طول زندگی اش به کشور های عراق – لبنان – سوریه و چند کشور دیگر سفر کرد و پس از چند سال آواره گی با کوله باری از تجربه به وطنش بازگشت . او با این که عمر گران مایه اش را در سختی گذرانده ، امّا برای ما همه ی فرهنگ دوستان ، مایه افتخار است .این سخصیت بزرگ و ارزشمند ، سرانجام در سال 1363 ((ه.ش)) در شهر تهران دیده از جهان فروبست و در زادگاهش (( مهاباد )) به خاک سپرده شد .